بودا

این اکت رو روی یک ماسک چوبی توی هند دیدم معنیش رو پرسیدم گفتن بودا اعتقاد داشته همیشه باید چشمت رو روی نصف چیزهایی که میبینی ببندی چه خوبی ها و چه شادی ها هیچکدوم اونقدر که به نظر ما میان بزرگ نیستند حتی اتفاقات و حقایق زندگی ما شاید فقط به اندازه نیمی از اونی که به نظر ما میاد اهمیت داشته باشه و شاید حتی کمتر، تمرین خوبیه و من این روزا مشغولشم حقیقت فقط نیمی از اونچه هست که ما می بینیم و گاهی کلی بهش شاخ و برگ میدیم و خیلی بزرگش می کنیم و زیادی باورش می کنیم دوست داشتم این تجربه رو باهاتون شریک بشم

 

   + بهاره رهنما - ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٧

جشنواره فیلم های کمدی

بهاره رهنما به عنوان کمدین زن از کشور ایران به زودی در اولین جشنواره جهانی فیلم های کمدی که در شهر استکهلم برگزار میشود با فیلم دایره زندگی حضور پیدا میکند در این جشنواره کشور های مختلف دنیا با نمایش فیلم های کمدی منتخب شرکت کرده اند لینک زیر سایت جشنواره بین المللی فیلم کمدی استکهلم و صفحه مربوط به بهاره رهنما و فیلم دایره زنگی است

http://www.internationellakomedifilmfestivalen.se

   + بهاره رهنما - ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/٢٢

بازیگر وبلاگ نویس

بهاره رهنما بازیگر وبلاگ نویس!

شاید به جرات بتوان گفت که وبلاگ نویسی یکی از بزرگ‌ترین و بهترین پدیده‌هایی باشد که آدمیزاد در قرن ۲۱ با آن آشنا شده است وبلاگ می‌تواند جایگاه یک روزنامه کوچک را برای یک روزنامه نگار، جایگاه یک پایگاه تخصصی نقد فیلم را برای یک منتقد سینما و جایگاه یک پل ارتباطی را بین یک هنرمند و مخاطبان وی بازی کند.


در میان سیاستمداران و روزنامه نگاران افراد زیادی هستند که به اهمیت این پدیده پی برده و مشغول وبلاگ نویسی هستند اما جالب است بدانید که هنرمندان نیز از این قافله عقب نمانده و در میان آن‌ها نیز افرادی پیدا می‌شوند که به اهمیت وبلاگ نویسی برای ارتباط با طرفداران خود پی برده و مشغول وبلاگ نویسی هستند. اما متاسفانه عمده وبلاگ‌های این هنرمندان توسط افرادی دیگر به روز شده و این امر سبب شده است تا این وبلاگ‌ها معمولا بجای آنکه محل انتشار دلنوشته‌های این هنرمندان باشند تنها به محلی برای بازنشر مصاحبه‌های این هنرمندان با رسانه‌های مختلف تبدیل شوند. با این حال هنرمندان زیادی هم وجود دارند که در زمینه وبلاگ نویسی تلاش نسبتا بیشتری از سایر هنرمندان دارند. شاید به جرات بتوان گفت که مطرح‌ترین بازیگر سینما که به وبلاگ نویسی مشغول است بهاره رهنما باشد. رهنما از سال ۱۳۸۲ تا کنون به وبلاگ نویسی مشغول است و وبلاگ موفق «ماه هفت شب» را بر روی پرشین بلاگ منتشر می‌کند. این وبلاگ شامل دست نوشته‌ها و مصاحبه‌ها و یاداشت‌های خانم رهنما در رسانه‌های مختلف است و نمونه موفق یک پایگاه اینترنتی مربوط به یک هنرمند محسوب می‌شود. با نگاهی به جایگاه این وبلاگ در سایت الکسا متوجه می‌شویم که این پایگاه در بیش از ۷۰۰ وبسایت و وبلاگ مختلف لینک شده و یک پایگاه معتبر از دید سایت‌های بین المللی محسوب می‌شود

 

منبع: رهاتر

   + بهاره رهنما - ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٩

امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی


امروز همان فردایی است که دیروز نگرانش بودی
به رنج های امروزمان فکر کنیم و نگذاریم  کودکانمان هم همان رنج ها را تجربه کنند فردای هر سرزمینی در گرو رشد جسمی و روحی کودکان آن سرزمین است برای جهانی صلح امیز و دارای حقوق انسانی برای کودکانمان تلاش کنیم برای انکه انها بهتر از ما را تجربه کنند و بهتر رشد کنند فکر کنیم راهکار بدهیم و عمل کنیم ما کودکان دیروز هوب میفهمیم دنیای یک کودک به چه سادگی شیرین تر میشود انچه از ما دریغ شد را از آنها دریغ نکینیم و آن چیزی نبود جز جهانی مهربان تر و ارامتر /بهاره رهنما


روز جهانی کودک را به کودکان سرزمینم به عنوان یک مادر و نیز سفیر انجمن حمایت از حقوق کودک با بهترین ارزو ها از صمیم قلبم تبریک میگویم.

 

   + بهاره رهنما - ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٦

درواقع مساله همین است


نگاهی به نمایش «دورهمی زنان شکسپیر»
درواقع مساله همین است

هوشنگ گلمکانی
آثار شکسپیر، جدا از اجراهای تئاتری و اقتباس‌های سینمایی و تلویزیونی، منبع الهام آثاری - حتی غیرتئاتری و غیرسینمایی - هم بوده که برخی را نمی‌توان اقتباس خواند؛ از الهام‌بخشی‌هایی در شعر، ادبیات و موسیقی، تا حتی استفاده از نام‌های شخصیت‌های آثارش در زمینه‌های مختلف. فهرست نوشته‌ها و کتاب‌ها درباره جنبه‌های مختلف کارهای شکسپیر (از جمله زنان آثارش) هم طولانی است، اما جمع‌کردن تعدادی از معروف‌ترین زنان شکسپیری در قالب یک نمایشنامه ایده‌ای هیجان‌انگیز است.
نمایش «دورهمی زنان شکسپیر» نوشته و کار بهاره رهنما که مرداد و شهریور امسال در سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر بر صحنه آمد، از جنبه‌های مختلفی قابل بررسی است. در روز اجرایی که شاهدش بودم، پس از پایان کار، یک دکتر روانشناس و شاگردانش، این نمایش و درواقع شخصیت‌هایی که از میان آثار شکسپیر برای این نمایش انتخاب شده‌اند را از دریچه حرفه خودشان تحلیل روانشناسانه کردند. کسانی علاقه‌مند به بررسی تطبیقی و مقایسه این شخصیت‌ها با اصل آثار هستند. عده زیادی هم در این هفته‌ها همان بحث بیهوده و تکراری و بی‌منطق را پیش کشیده‌اند که بازیگران سینما را چه‌کار به صحنه تئاتر؟ (و از یاد می‌برند که در خیلی از کشورها بسیاری از بازیگران در هر دو زمینه فعالند) و معتقدند آنها را به این دلیل بر صحنه می‌برند تا مردم را به سالن‌های تئاتر بکشانند (که اگر این هم یکی از فایده‌ها و پیامدهایش باشد، نمی‌دانم ایرادش چیست). ضمن اینکه همان‌قدر بازیگر تئاتر می‌تواند روی صحنه خوب یا بد بازی کند که یک بازیگر سینما. بخشی از عتاب‌ها هم بابت خنده‌آفرینی نمایش است که معمولا در این سطح و کیفیت، از نشانه‌های موفقیت یک نمایش است، مگر اینکه آدم زیادی عبوس و جدی و صرفا اهل تفکر در چارچوبی تنگ و قالبی عصاقورت‌داده باشد؛ چیزی در حد ابتذال در جدیت.
با برداشت آزادی از نمایشنامه «وقتی بانوهای شکسپیر ملاقات می‌کنند» نوشته چارلز جرج (1942)، بهاره رهنما برخی از زنان مشهور نمایشنامه‌های شکسپیر را دورهم جمع کرده است. ژولیت (از نمایشنامه «رومئو و ژولیت»)، افیلیا (از «هملت»)، دزدمونا (از «اتللو»)، کاترین (از «رام‌کردن زن سرکش»)، میراندا (از «مکبث») و کلئوپاترا (از «آنتونی و کلئوپاترا»). البته شخصیتی به نام میراندا در «مکبث» وجود ندارد (نام یکی از شخصیت‌های نمایشنامه «طوفان» است)، در نمایشنامه چارلز جرج هم نیست و این از افزوده‌های خود رهنماست، ضمن اینکه جای شخصیت مهمی همچون لیدی مکبث در این ضیافت زنانه خالی است و شاید می‌شد جایی برای کردلیا دختر کوچک «شاه‌لیر» هم پیدا کرد و دید این دخترک معصوم در متن این بحث‌های خاله‌زنکی چه می‌کند. در نمایشنامه اصلی، پورتیای «تاجر ونیزی» هم حضور داشته که اینجا حذف شده است.
ترجمه فارسی نمایشنامه چارلز جرج هنوز منتشر نشده، اما تکه‌هایی از متن اصلی را که در سایتی دیدم، معلوم بود که آن‌هم رویکردی کمیک و شوخ‌طبعانه به موضوعش دارد؛ هرچند منشأ و الهام‌بخش نویسنده، تراژدی‌ها و نمایشنامه‌های جدی شکسپیر است و در این میان فقط «رام‌کردن زن سرکش» را می‌توان کمدی خواند. بنابراین پیداست که رویکرد کمیک به تراژدی‌های کلاسیک هم (با توجه به زمان نوشته‌شدن نمایشنامه چارلز جرج) رویه نادر و مذمومی نیست؛ رویکردی که در تئاتر ما رهروان زیادی دارد و اصولا «خنده‌گرفتن» از تماشاگران (به‌عنوان یک واکنش آشکار و قابل ارزیابی) نشانه‌های موفقیت یک نمایش یا یک بازیگر تلقی می‌شود. نمایش «دورهمی...» از این حیث نمایش موفقی بود. با این حال حتی کسانی که در آن خنده جمعی شرکت می‌کنند، گاهی خنده‌آفرینی یک نمایش را مذموم و در حد لودگی می‌دانند، که گاهی ممکن هم هست باشد. در «یوتیوب» تکه‌هایی از سه اجرای همین نمایش را دیدم که با توجه به واکنش‌های تماشاگران، پیدا بود که آنها هم خنده تماشاگر را به‌عنوان یک واکنش احساسی طلب کرده‌اند و گاهی هم موفق شده‌اند. اولی یک تکه دو دقیقه‌ای است از یک اجرای دبیرستانی در آمریکا (سال 2012) که همه چیزش آماتوری است و انگار از آخرین تمرین‌هاست و حضور تماشاگری در آنجا احساس نمی‌شود. دومی یک تکه پنج دقیقه‌ای است از اجرایی در یک آکادمی هنرهای نمایشی آمریکا (آن هم سال 2012) و سومی 27 دقیقه پایانی از یک اجرای آکادمیک دیگر است (آن هم در آمریکا، سال 2009). دو نمونه آخر با حضور گوش‌تاگوش تماشاگران، در سالنی تقریبا به اندازه سالن استاد سمندریان تماشاخانه ایرانشهر اجرا شده و به هر حال همان اشانتیون پنج دقیقه‌ای و آن آخری که قاعدتا حدود نیمی از کل اجرا باید باشد، با «دورهمی زنان شکسپیر» می‌تواند مقایسه شود. خنده‌های تماشاگران، همچنان که اشاره شد، رویکرد متن و اجرا را در هر دو نمونه نشان می‌دهد و بی‌تعارف، «دورهمی...» اجرای بسیار موفق‌تری است. ما البته در مواجهه با متنی به زبان بیگانه، «محتوای لحن» را چندان درنمی‌یابیم، اما زبان اندام و میمیک چهره را چرا. در آن تکه 27دقیقه‌ای فرقی بین ژولیت و کلئوپاترا و کاترین و بقیه نیست. اغلب بازی‌ها خنثی و لحن اجرای‌شان شبیه نمایشنامه‌خوانی است. انصاف که بازی‌های بازیگران ما در نمایش مورد بحث - از نسیم ادبی که اهل تئاتر است، تا آنهایی که به خاطر ستاره بودن‌شان در سینما طعنه می‌خورند یا به خاطر شوخ بودن ذاتی‌شان از تماشاگر خنده می‌گیرند و متهم به لودگی می‌شوند - بسیار بهتر از غاز همسایه است. اگر وقت و حوصله و کنجکاوی داشتید در «یوتیوب» نام این نمایشنامه (When Shakespeare’s Ladies Meet) را تایپ کنید و نگاهی به آنها بیندازید تا ببینید در مقایسه، فقط برای لباس‌های نمایش «دورهمی...» چه ذوق و سلیقه و زحمتی صرف شده است.
اما جدا از همه اینها، اهمیت نمایش «دورهمی...» برای نگارنده، تداوم همان نگاهی است که بهاره رهنما در کارهای دیگرش به رابطه زن و مرد دارد؛ این بار البته با طنز بیش‌تر، که آن هم به خاطر محتوای متن، ترکیب غریب شخصیت‌هایی بی‌ربط که به بهانه‌ای نمایشی گرد هم آمده‌اند و خود ارجاع‌های متن به شخصیت‌ها و موقعیت‌های بی‌ارتباط با هم عامل ایجاد طنز شده و به‌روز کردن موضوع‌ها و ارجاع‌ها است. آن نگاه خاص و کمیاب مورد اشاره، تفسیری موقر و واقع‌بینانه، خالی از خشم و عقده، گریزان از فمینیسم و یکسونگری و به‌خصوص در یک کار تئاتری توجه به وجه نمایشگری و سرگرم‌کنندگی است که بدون آن کسی به حرف و محتوا هم توجه نخواهد کرد. رهنما با استفاده از متنی قدیم، متن خودش را نوشته و همه چیز (منهای ایده اصلی) را به‌اصطلاح مال‌خود کرده. او باز هم در این نمایشنامه می‌گوید که رابطه عاطفی زن و مرد - در طول تاریخ و عرض جغرافیا - پر از سوءتفاهم‌هایی است که اغلب بی‌ریشه و به‌اصطلاح الکی‌اند. او مثل همیشه، نه یکسره جانب زنان را می‌گیرد و نه مردان را بی‌منطق محکوم می‌کند و نه نیش و کنایه‌ای به آنها می‌زند؛ حتی گاهی به نظر می‌رسد از مردانی که زخم‌دیده و فریب‌خورده مکر و غمزه زنان هستند جانبداری و بهانه‌جویی‌ها و سطحی‌نگری‌های زنانه را سرزنش می‌کند. «دورهمی...» یک نمایش اینجایی و به‌روز است، با وام گرفتن از شخصیت‌ها و ارجاع‌های دیگران، اما به‌شدت متعلق به مولف/ کارگردانش. حتی نیازی هم به آن مقدمه و موخره شیرفهم‌کننده امروزی نبود. کل متن و اجرا امروزی و دلپذیر است.

 

12 مهر 1393 روزنامه ی شرق

   + بهاره رهنما - ۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱۳

مروری بر اثار یک نویسنده به بهانه چهل سالگی او

مروری بر اثار یک نویسنده به بهانه چهل سالگی او :

نمایشنامه های نوشته شده یا کارگردانی شده بهاره رهنما در یک رپرتوار پاییزی بازخوانی میشود ،این باز خوانی ها به صورت نمایش خوانی و از این جمعه در کافه لیدوما با نمایش غبار اغاز میشود . غبار که پیش از این دو سال پیش روی صحنه سالن سایه رفت فردا در لیدوما باز خوانی میشود این نمایش نوشته و‌کارگردانی خود بهاره رهنما و اکنون با بازی او نسیم ادبی و شیوا اردویی اجرا میشود ،چهار اثر این تابستان فراموشت کردم ، چشمهایی که مال توست و با من بستنی میخوری هم در جمعه های پیش رو در لیدوما خوانده خواهد شد

   + بهاره رهنما - ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱۱

نمایشنامه خوانی غبار

نمایشنامه خوانی غبار

 

 

نویسنده و کارگردان: بهاره رهنما

 بازیگران : نسیم ادبی ، شیوا اردوئی ، بهاره رهنما

ساعت : 18 روز جمعه 11 مهر ماه 1393

مکان: کافه لیدوما

فروش بلیط از طریق سایت تیوال

 

کلیک کنید

 


   + بهاره رهنما - ٥:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱٠

شکرانه پاییزی من


از خداوند بابت نشانی های خوب و به موقعش در انتخاب را ه های زندگیم ممنونم ، ممنونم بابت را هایی که رفتم و خصوصا راه هایی که نرفتم چون نرفتن به آن را ه ها از من زن امروزم را ساخته ، زنی که از رها کردن ها و گذشتن هایش اموخت و توانست بنویسد، زنی که با همه خستگی های گاه و بی گاهش هنوزو همیشه عاشق زندگی است ،زنی که  یاد گرفته خود زندگی یک  خوشحالی بزرگ است و بس  و زنی که با جرات اگر نیازی باشد گاهی  به گذشته نگاه میکند و با شور و شوق به آینده .این یادداشت را به موهبت شروع فصل دلنشینم پاییز برای خودم  نوشتم برای شکر کردن بابت همه مسیری که در این چهار دهه طی کرده ام و برای استقبال از معجزه های خوب پاییز که برای همه عزیزانم نیز ارزویش را میکنم ...
پاییز نود و سه پاییز چهل سالگی من ..

 

 

   + بهاره رهنما - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٧/۱

طرح نمایش

خدایا ازت ممنونم که حاصل بی خوابی امشب من خوندن این نمایش بود ازت ممنونم که نشانی ها رو برای من میفرستی شنبه تا ظهر طرح اولیه نمایش رو میفرستم برای ثبت و قسم میخورم اگر عمری باقی باشه به طور کاملا بدون سود مالی شخصی این اثر رو بخاطر بچه های سرطانی روی صحنه میبرم به همین صبح و اذان زیبایش و اشک هایم که بند نمیاید قسم میخورم این اثر زیبا را با بالاترین کیفیت برای کودکان سرطانی و برای بزرگداشت صبوری و رنج انها به روی صحنه ببرم .خدایا ممنونم که بهترین راهنمایی ، خوندن این اثر رو به همه توصیه میکنم ...

 

   + بهاره رهنما - ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٩

در جشنواره کن

شاید براتون جالب باشه که بدونین اولین گروه ایرانی که یازده  سال پیش به جشنواره کن راه پیدا کرد و روی فرش قرمز کن رفت ،گروه فیلم گاو خونی بود با حضور استاد انتظامی  بهرام رادان بهروز افخمی  اقای معلم و من ،این عکس ها رو برای یاداوری علیرضا باذل برایم فرستاده و ازش ممنونم  و برای همه عزیزانم در این اثر به یاد موندنی سلامتی ارزو میکنم میزبان من اقای مانی امیری(قهرمان تکواندو) همین چند روز پیش در جوانی بر اثر ایست مغزی از دنیا رفت محبت ایشون و همسرشون رو فراموش نمیکنم و از خداوند براشون علو درجات روحشون رو  میخوام

 

   + بهاره رهنما - ۱:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢۳