معرفی شعر و قصه ایران به آن سوی مرزها |
|
«وجه بین المللی، هویت اصلی گلستانه بوده است »
طی 10 سالی که از انتشار گلستانه میگذرد، وجه بین المللی نشریه مکتوم مانده است. اگرچه اصالت گلستانه می توانست هویتی بین المللی برای خود کسب کند - اگر محدود بود به هنرهای تجسمی یعنی هنرهایی چون نقاشی، مجسمه سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، معماری و... همچنین هنرهای مشتق از آنها؛ اما مصالح بخش اعظم گلستانه کلماتند و زبان ایرانی متاسفانه بی نالمللی نیست. گشودن بخش بین المللی گلستانه به ترتیبی که با ترجمه شعر و داستان ایرانی موجودیت یابد، پیشنهاد من به سردبیر بود و شرط های چندی که میتوانست انتشار این بخش را تداوم بخشد
در نهایت سردبیر موافقت خود را با شرط و شروط من برای گرداندن چنین صفحه ای در گلستانه کوتاه و صریح اعلام میکند
قبول. ولی اما و اگر نیاورید.. این است که بی اما و اگر شماره اول را با معرفی نیما یوشیج آغاز میکنم. از دریافت نمونه های بهتری از ترجمه های آثار نیما و نیز ترجمه هایی که انشاءالله در شماره های آتی در این صفحه از دیگران به چاپ می رسد، بسیار استقبال میکنم. در واقع امید دارم اهل فن پا به پای ترجمه از انگلیسی به فارسی، قدری هم همت خود را مصروف ترجمه از فارسی به انگلیسی کنند و ما را در رونق دادن به این صفحه و معرفی ادبیات ایران به آن سوی مرزها با بهترین ترجمه یاری کنند. البته در اینترنت نمونه های نوپایی از معرفی آثارِ ایرانی به انگلیسی میتوان یافت اما حالا بعد از حدود یک دهه ، دنیای مجازی کاستی های خود را خوب نشان داده است؛ که آسیب پذیری آرشیو، یکی از آنهاست. نیز سهل اندیشی و سهل انگاری در انتخاب و ترجمه و فقدان نظارت تخصصی و از همه بدتر اعمال سلیقه های شخصی. در کنار ترجمه ها، اصل متن نیز آورده میشود زیرا به تجربه دیده ام که مشتاقان ادبیات جهان در هر کشوری ترجیح میدهند با خواندن ترجمه یک اثر، متن را به زبان اصلی نیز رؤیت کنند و با شکل و شمایل کلمات و مصراع ها، روح آن زبان را دریابند. در دسترس گذاشتن متن اصلی برای دست اندرکاران ایرانی نیز مفید است و امکان مقایسه و به چالش کشیدن ذهن آنها را بی اتلاف وقت برای یافتن منابع اصلی میسر میکند.
از خوانندگان گلستانه چه آنها که در شعر و داستان شناخته شده اند و چه آنها که به رغم آماتور بودن کار خود را قابل مطرح شدن در رقابت روز به روز دشوارتر و جدی تر ادبیات جهان معاصر می بینند دعوت میکنم به ما بپیوندند. ترجمه شعر و قصه ایران به هر زبانی که آنها تسلط دارند و در عرصه بین الملل خواننده دارد مثل فرانسوی، آلمانی، ایتالیایی و عربی به بیراهه نمی رود.
فریده حسن زاده - مصطفوی
گلستانه
فرهادی و کاشت امید |
|
این روز ها که افتخار بزرگی نصیب سینمای کشورم شده روز های نه چندان خوش سینمای ایران بود ، جایزه اصغر فرهادی در شرایطی نصیب این فیلمساز کوشا و مستعد شد که بحث و درگیری ها برای بستن خانه سینما دامن گیر همه سینما گران بود و بهت و یاس ناشی از این تصمیم حال خوشی برایمان نگذاشته بود، بماند که هنوز شیرینی جایزه را مز مزه کرده و نکرده خبر حاشیه ساز دیگری باز اذهان عمومی را راجع به سینما و حرفه بازیگری دچار اغتشاش کرد.که بزرگ شدن آنهم به بیماری درگیر این روزهای آدم ها (قضاوت ) بر می گشت. ولی انقدر نوشتن از این اتفاق برایم مهم بود که باید صبر می کردم تا خیلی ها بنویسند و من بخوانم ،تا ذوق کودکانه ام کمی آرام بگیرد تا برسد به امروزی که سفرم به زادگاه مادر بزرگ نا گهان کنسل بشود و بنشینم به وب نویسی . مدت هاست وب نویسی ام کم شده، حالاحتی بیشتر از زمانی که سر فیلم یا تیاتر هستم ، داستان نویسی ودرگیر بودن ذهنم با شخصیت های رمانی که در دست نوشتن دارم مجال نوشتن برای این جا را تحت شعاع قرار می دهد ، یادم می آید که چقدر با آقای شهسواری عزیز که همیشه وبلاگ نویسی را برای داستان نویسی مضر می داند بحث کردم که نخیر این طور نیست و آن طور است و حالا می خندم و چند روز پیش که می بینمش اعتراف می کنم و می گویم: هرچه نوشتن برایم جدی تر می شود کمتر میل وب نویسی دارم و اعترافم را ادامه می دهم که با این که هرگز سانسورچی خودم نبودم اما به عکس هفت سال عجیب گذشته دیگر میلم به واگویه های شخصی چندان زیاد نیست . دور نشوم از بهانه نوشتن این یادداشت .این که همه افتخار کردیم و همه خوشحال شدیم و حرف هایی از این دست که چندان حرف تازه ای نیست اما من برای دخترکم و جوانانی که دور و برم بحث این اتفاق را می کردند و از من سوال می کردند چیز هایی گفته ام که تصمیم دارم اینجا بازگویی شان کنم . جدا از بحث های سلیقه ای که مگر سینمای ایران در سال های پیش کارهای شاخص تری از این فیلم نداشته ؟ یا این که مثلن فیلم قبلی خود این کارگردان از این فیلم معتبر تر بوده و این ها ، و البته این که تقریبن همه آدم های سینمای ایران با سلایق متفاوت اذعات دارند که فیلم جدایی فیلم خوبی است ،این اتفاق در وهله اول حاصل انتخاب فیلم توسط یک پخش کننده بین الملللی معتبر است که امکان فرستادن فیلم به چندین جشنواره بزرگ جهانی را داشته و البته چنین پخش کننده حرفه ای هم خوب می داند که روی چه فیلمی دست بگذا. ولی پشت همه این اتفاق ها یک نام مطرح تاثیر گذار اصلی بوده است نامی حتی مطرح تر از خود اثر و آن نام جوانی ایرانی به نام اصغر فرهادی است که به دلیل نوع تربیت هنری و شکل زندگی و انتخاب هایش به چنین جایگاهی رسیده است ، و به گمان منی که تجربه دو کار و در اولی (سریال داستان یک شهر )حدود هشت ماه با ایشان را داشته ام او نه با این کار یا آن کار که بی شک دیر یا زود به این چنین موفقیت ناب و جهانی دست پیدا می کرد ، اندازه اش این بود و هست و جایگاهش همان بالا ها . یادم هست حدود ده سال پیش که سر همان سریال با ایشان آشنا شدم و فهمیدم هم سن و سال هم هستیم کلی جا خوردم ، اصغر فرهادی سخت زندگی کرده و پیگیر کار کرده .زیاد خوانده و وقت تلف نکرده ، روی هدفش مصصم و متمرکز است و به شدت اهل نظم و برنامه ریزی است و البته از خوش روزگار زنی با خصوصیاتی شبیه خودش (پریسا بخت آور-کارگردان ) همراه زندگیش شده ، اهل حاشیه نیست ، چندان اهل تفریح و در جمع بودن هم نیست ، حتی گاهی هست که حس می کنی آدم خیلی خوش اخلاقی هم نیست . موقع کار کردن دیسیبلین و شیوه خاص خودش را دارد که باعث می شود چندان سر کارش به تو خوش نگذرد ولی معمولن نتیجه چنان درخشان است که هر بار باز در مقام کارگردان یا نویسنده اثر از کسی دعوت به کار کند ، آن شخص با کمال میل دعوتش را اجابت می کند. او بی شک با چنین سرمایه گذاری که روی خودش و کارش کرده دیر یا زود به چنین جایگاهی دست پیدا می کرد پس بحث در مورد خود فیلم به گمان من در این باره بحث دوم خواهد بود و بحث درباره نگرش مولف به زندگی و کار هنری در اولویت قرار می گیرد . به پریا و همه جوانان دور و برم می گویم ،:بچه ها {تاوان }لغت مهمی در این دنیاست برای داشتن و رسیدن باید تاوان داد باید از چیزهایی گذشت ، وگرنه حسرت خوردن جز در موارد عاشقانه ،سفسته آدم های بی هدف و آرمان است برای چیزی نشدنشان .بوده اند آدم های بسیار با استعدادی که استعدادشان را در راه های هرز و بی هدف تلف کرده اند. اصغر فرهادی با بردن چنین جوایز مهمی بی شک انگیزه و امید هزاران جوان عاشق سینمایی شد که در شرایط این روزهای کشورمان شاید دیگر چندان امیدی به آرمان های بلند بالا و قدر قدرت نداشتند ولی فرهادی نماینده نسل و مردم به قول خودش صلح طلبی شد که با وجود شرایط و امکنات محدود توانسته اند حرف و دیدگاه هنری خودشان را به گوش جهانیان برسانند و مگر بالاترین رسالت هنر چیزی جز به اشتراک گذاشتن مفاهیم ساده و لی عمیق انسانی در دنیاست ؟ در پایان این یادداشت از اصغر فرهادی نه به عنوان یک بازیگر ، نه به عنوان یک نویسنده ، نه به عنوان یک ایرانی بلکه به عنوان یک{ مادر} ممنونم که با تلاش و سخت کوشی اش امید و آرمان گرایی را در دل اینهمه جوان ایرانی زنده
حلقه خیر هموفیلی |
|
قبل نوشت: دوستان عزیز برای ازمایش ژنتیک دختران جوان مبتلا به هموفیلی نیازمند کمک و اًطلاع رسانی تک تک شماها هستم شاید کمک مالی مستقیم فقط از عهده عده ای برآید اما شما میتوانید لینک این بیماران به خیرین دیگر باشید پس لطفن مقاله زیر را به هر شکل ممکن به اشتراک بگذارید بأشد که حلقه کار خیر به روز و روزگار خودتان بازگردد.
پیشگیری از تولد هموفیلی
هموفیلی بیماری که زنان انتقال می دهند
جامعه زنان ایران می توانند جهت کمک به تولد کودکان سالم در جامعه هموفیلی کمک نمایند
همیشه در حوزه سلامت همگان پیشگیری را مقدم بر درمان می دانند ،بی تردیداگر فقط به بیماران رسیدگی نماییم در یک چرخه معیوب قرار می گیریم.راه درست آنست که تا آنجائیکه پیشرفت علم به ما اجازه می دهد از تولد کودک بیمار با احترام به حق انتخاب وا لدین تلاش نماییم.
مختصری درباره هموفیلی:
بیماری هموفیلی (کمبود فاکتور 8و9)بیماری خونریزی دهنده ارثی است که مبتلایان به آن در اثر ضربه و دیگر اتفاقات اگر دچار هر نوع خونریزی گردند نیاز به تزریق دارو و مراقبت های خاص دارندکه خونریزی آنهامتوقف شود . شایعترین خونریزی در این نوع بیماران خونریزی در مفاصل و خطرناکترین خونریزی ها مانند دیگر افراد جامعه خونریزی های داخلی بخصوص خونریزی مغزی است یکی از عوارض مهم هموفیلی متاسفانه معلولیت است.
این بیماری ژنتیکی از طریق زنان انتقال می یابد و فرزندان پسر به آن مبتلا می شوند .فرزندان دختر نیز می توانند ناقل این بیماری باشند .احتمال ابتلا ی فرزندان پسر به بیماری هموفیلی 50 درصد و احتمال اینکه فرزندان دختر نیز ناقل باشند 50 درصد است .
چگونه پیشگیری نماییم:
شناسائی زنان و دختران ناقل در جامعه هموفیلی و تعیین موتاسیون آنها کلید پیشگیری از تولد هموفیلی است سه گروه از زنان و دختران در جامعه هموفیلی می بایست تحت نظر آزمایشگاه ژنتیک وضعیت آنها به صورت های مختلف به شرح زیر بررسی شود:
1-مادرانی که در سن باروری هستند و دارای فرزند هموفیل هستند ، بنابراین ناقل قطعی هموفیلی بوده و می بایست تحت نظر آزمایشگاه ژنتیک باردار شوند.
2-دختران مردان هموفیلی که آنها نیز قطعأ ناقل هستند و بارداری آنها می بایست با کنترل آزمایشگاه ژنتیک صورت پذیرد .
3-خواهران بیماران هموفیل ممکن است ناقل باشند ،لذا در گام نخست باید اساسأ مشخص گردند که ناقل هستند یا نه ؟و پس از روشن شدن این امر عملأ مانند دو گروه بالا تحت نظر آزمایشگاه ژنتیک باردار شود.
لازم به ذکر است که در صورتیکه جنین بیمار هموفیلی باشد،مجوز سقط جنین شرعی و قانونی تا قبل از 4 ماهگی با تقاضای والدین صورت خواهد گرفت.این اقداما ت آزمایشگاهی از تشخیص ناقلین ،تعیین موتاسیون ،نمونه برداری از جنین و تشخیص آزمایشگاهی سلامت فرزندان پسر بالغ بر نهصد هزار تومان این مبلغ با احتساب حمایت سازمان های بیمه گر در برخی از مراحل برای هر نفر بالغ بر نهصد هزار تومان هزینه دارد بدیهی است در صورتی که جنین دختر باشد،اساسأمانعی در برابر ادامه بارداری ایجاد نمی شود.
آمار بیماران شناسایی شده مبتلا به اختلالات انعقادی بالغ بر 8200 نفر است که از این تعداد بالغ بر 4500 نفر را بیماران هموفیلی تشکیل می دهند که کنترل آزمایشگاهی این 4500 خانواده در رابطه با زنان و دختران هزینه گزافی را در بر داردکه با کمک مردم نیکوکار میسر است.انواع اختلالات انعقادی تحت عنوان معروفترین نوع آن یعنی بیماری هموفیلی در کشور ما شناخته می شود
شماره حساب جهت جلب مشارکتهای مردمی :بانک ملت شعبه فیاض بخش شماره
23/21200000
شماره کارت بانک ملت 6104337770008249 به نام کانون هموفیلی ایران
با کامپیوترهای دست دوم خود چه میکنید؟ |
|
شما با کامپیوترهای دست دوم خود چه میکنید؟ اونها رو به قیمت پایین میفروشید؟ میگذارید گوشه انباری خاک بخوره و بعد از مدتی هم میاندازید دور؟
کامپیوترهای ما ممکنه زود از رده خارج بشن و دیگه جوابگوی نیازهای ما باشن. شاید به نظرمون بیاد که واقعا این کامپیوترها بلااستفاده باشن.
اما همین کامپیوترها میتونن برای خیلیها، برای خیلی از کودکان و نوجوانان، برای خیلی از کودکان و نوجوانان در مدارس مناطق محروم نعمتی بزرگ باشد
داشتم در مورد موضوعی جستجو میکردم که بصورت اتفاقی برخوردم به سایت موسسه خیریه مهر گیتی. این موسسه خیریه کامپیوترهای دست دوم رو تعمیر میکنه و به مدارس منطقه محروم ارسال میکنه. شاید ایده تازهای نباشه اما به نظرم ارزشمنده.
قصدم این بود که این موضوع رو با شما درمیون بگذارم، شاید دوست داشتید کامپیوتر دستهدومی که داره خاک میخوره رو هدیه کنید به بچههای مدرسهای که یک جایی تو این کشور دارن در محرومیت زندگی میکنن. شاید لمس کیبوردهای قدیمی همین کامپیوترها در سرنوشت یکی از بچهها تاثیر گذاشت!
اگر علاقهمند هستید این مطب رو به اشتراک بگذارید تا دیگران هم مطلع شوند
با تشکر از شرمین نادری
اندر فواید حیوان خانگی |
|
تولد ماه من |
|
عشق و رهایی |
|
شاعری از ایران نامزد جایزه ی معتبر پوشکارت |
|
فریده حسن زاده _ مصطفوی که در ایران به خاطر ترجمه های تخصصی اش از شعر جهان معاصر شناخته شده است ، برای یکی از سروده هایش با عنوان " در جواب دخترم که پرسید: چرا مرا به دنیا آوردی؟ " نامزد جایزه ی پوشکارت شد. این شعر که در اصل به زبان انگلیسی سروده شده یکی از چند شعر ی ست که در مجله ی New Mirage Journal منتشر شده است. سردبیر این نشریه جورجیا آن بنکس - مارتین Georgia Ann Banks - Martin ضمن انتخاب فریده حسن زاده مصطفوی به عنوان The Feature Poet در شماره ی زمستان خود توضیح می دهد:
انتخاب The Feature Poet برای معرفی شاعری ست که آثار با ارزشی پدید آورده و کتاب هایی نیز به چاپ رسانده اما برای خوانندگان بین الملی هنوز نا آشناست. یک مصاحبه و چند شعر از شاعر انتخاب شده این فرصت را برای خوانندگان به وجود می آورد که تا حدی با فرهنگ کشورهای دیگر آشنا شده و بر دایره ی اطلاعات خود از شعر معاصر جهان بیفزایند.
شاعر منتخب این شماره ی نشریه ی New Mirage Journal فریده حسن زاده مصطفوی ست که در ایران بیش تر به عنوان یک مترجم او را می شناسند. چاپ اشعار انگلیسی وی در نشریات کاغذی و الکترونیکی آن سوی مرزها و ترجمه هایش از شعر ایران معاصر (نیما یوشیج و شاعران دهه ی پنجاه) دلیل آشنایی سردبیران خارجی با کارهای اوست.
نامزدهای جایزه ی ادبی پوشکارت که هر ساله به بهترین شعر، داستان و نقد ادبی نشریات ادبی مستقل تعلق می گیرد توسط سردبیران جرائد، از میان کسانی کاندید می شوند که به عنوان The Feature Poet انتخاب و معرفی شده باشند.
از برندگان این جایزه ی ادبی معتبر در دهه های گذشته می توان به نام هایی چون ریموند کارور و تیم ابرین اشاره کرد.
ترجمه ی متن کامل مصاحبه ی سردبیر نشریه ی New Mirage Journal با فریده حسن زاده مصطفوی و اشعار او در ماهنامه ی گلستانه به چاپ رسیده است.
در جواب دخترم: "چرا مرا به دنیا آوردی؟"
زیرا سال های جنگ بود
و من نیازمندِ عشق بودم
برای چشیدنِ طعمِ آرامش.
زیرا بالای سی سال داشتم
و می ترسیدم از پژمردن
پیش از شکفتن و غنچه دادن.
زیرا طلاق واژه ای ست
تنها برای مرد و زن
نه برای مادر و فرزند
زیرا تو هرگز نمی توانی بگویی:
"مادرِ سابقِ من"
حتی وقتی جنازه ام را تشییع می کنی.
و هیچ چیز، هیچ چیز در این دنیا نمی تواند
میانِ مادر و فرزند جدایی افکند
نفرت یا مرگ حتی.
و تو بیزاری از من
زیرا تو را به دنیا آورده ام
تنها به خاطرِ ترسم از تنها ماندن
و هرگز مرا نخواهی بخشید
تا زمانی که خود فرزندی به دنیا آوردی
ناتوان از تاب آوردنِ خاکستر ِ سوزانِ
رویاها و آرزوهای دور و درازت...
فریده حسن زاده مصطفوی نخستین کتاب شعر خود را در سال 1357 منتشر کرد. تعدادی از آثارش در گلچین های شعر داخلی معرفی شده اند. نیز اشعاری که به زبان انگلیسی نوشته در آنتولوژی های آمریکایی و اروپایی و آسیایی به چاپ رسیده اند؛ و در نشریات چاپی و الکترونیکی بین الملی وی در دهه های گذشته برای معرفی شعر جهان به ایران کتاب های متعددی منتشر کرده است که برخی از آن ها عبارتند از:
کتاب شعر آمریکای شمالی: عاشقانه هایی برای عشق، صلح و آزادی، نشر نگاه
کتاب شعر آمریکای جنوبی: از بورخس تا اوکتاویو آرماند، نشر ثالث
کتاب شعر زنان جهان، نشر نگاه
کتاب شعر آفریقای معاصر، نشر ثالث با همکاری مرکز گفتگوی تمدن ها
زندگینامه ی فدریکو گارسیا لورکا، نشر نگاه
گزیده ی اشعار آدونیس، نشر علم
گزیده ی اشعار بلاگا دیمیتروا، نشر علم
گزیده ی اشعار یاروسلاو سایفرت برنده ی جایزه ی نوبل، نشر نگاه
کتاب های آتی او:
شبِ آخر با سیلویا پلات، مجموعه ی مقالاتی پیرامون شعر و شاعری، نشر ثالث
فرهنگ آثار عاشقانه (برگزیده ی عاشقانه های جهان از هزاره های قبل از میلاد تا امروز) ، نشر نگاه
ترجمه ی آثار نیما به انگلیسی
این مترجم برای معرفیِ شعر ایر ان (از کلاسیک تا معاصر) با نشریات و سایت های آن سوی مرزها همکاری مستمر دارد.
خدمتکار |
|
فیلمبین حرفهای و پیگیر نیستم، سالهاست که پذیرفتهام اصلا بیشتر آدم گوشی هستم تا تصویری و از هر دو اینها بیشتر آدمِ خواندنم، ولو شدن ساعتها در گوشه و کنار خانه و سفر یا اتاقهای احتمالی پشت صحنه و ورق زدن صفحههای کاغذی کتابها از لذتبخشترین و آرامترین لحظات عمرم است. برای همین بیشتر هفتهها این ستون چهارشنبه خوانی بوده تا چهارشنبه بینی. اما این هفته بعد از مدتها فیلمی دیدم که من فیلمنبین را میخکوب سر جایم نشاند بیاینکه وسط فیلم به موبایلم سرک بکشم یا سری به یخچال و اینترنت بزنم. فیلم «خدمتکار» اثری که از امیدهای اسکار امسال در چند رشته مختلف است با حضور دو ستاره تقریبا تازهظهور که یکیشان لقب مریل استریپ ثانی را به خود گرفته است و داستانی زنانه نه با تهمایههای فمنیستی باب روز بلکه با روح زنانه بسیار واقعگرایانه، داستان زندگی چند زن سیاه و سفید با طیفهای رفتاری بسیار متفاوت و حتی سنین مختلف است از مادری که در نهایت به خانه سالمندان سپرده میشود تا دخترک خردسالی که مادرش او را زشت میپندارد، زنانی فرشته خو و شیطان خو، زنانی که در یکی از جنوبیترین ایالات آمریکا در محیطی بسته هنوز هم درگیر مسایل تبعیض نژادی و بردهداری هستند، داستان دخترک سفیدی که شنونده داستانهای زنان خدمتکار سیاه میشود... خلاصه اینکه فیلم را حتما ببینید، حالا شش صبح است و سر صحنه حسین لطیفی دارم این یادداشت را مینویسم، درحالیکه هنوز سرم از هوای فیلم خدمتکار و قلبم از لحظههای سرشارش پر است و این بعد از سالها احساس خوب و خوشایندی است. آخرین باری که حسی شبیه این داشتم 17ساله بودم و بعد دیدن فیلم «تورن بردز» دو روز تب کردم و مدرسه نرفتم. خوشحالم که بر عکس آن سالها حرف زدن از دیدن فیلم در دستگاه خانگی ممنوع نیست، «تورن بردز» را در سالهای ممنوعیت فیلم و ویدیو دیدم و بارها و بارها یواشکی در مدرسه دست به دستش کردم، درحالیکه هرگز گمان نمیکردم 20 سال بعد بشود در روزنامهای دیدن فیلمی را توصیه کرد!
به نقل از: روزنامه شرق
"این تابستان فراموشت می کنم(به نقل إز خبر گزاری مهر) |
|
این تابستان فراموشت میکنم روی صحنه می رود. بهاره رهنما نمایش "این تابستان فراموشت میکنم" را که اثری اپیزودیک است در بخش نگاه ویژه سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر و در قالب اجرای عمومی در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر به صحنه میبرد. رهنما گفت: نمایش "این تابستان فراموشت میکنم" نمایشی سه اپیزوده برگرفته از مجموعه داستانی از من با عنوان "این تابستان فراموشت کردم" است که توسط سجاد افشاریان و حمید پاکسرشت به نمایشنامه تبدیل شده است. دراماتورژی این اثر نیز بر عهده بنده است. این بازیگر با سابقه تئاتر افزود: مضمون این مجموعه داستان عشق و فراموشی است. "این تابستان فراموشت میکنم" روایت سه زن با ذهنیت و شغلهای متفاوت از موضوع عشق و فراموشی است. وی یادآور شد: طرحی در ذهن خود دارم که بر اساس آن مجموعه داستانهایی که از این پس مینویسم هر کدام مانند مجموعه داستان "این تابستان فراموشت کردم" دارای مضمونی مشترک باشند. رهنما درباره گروه بازیگری نمایش "این تابستان فراموشت میکنم" گفت: در این نمایش سه اپیزوده به ترتیب اپیزودها نسیم ادبی، رویا نونهالی و شبنم فرشادجو به ایفای نقش میپردازند. "اعترافات یک عشق"، "از پاریس تو تا تهران من" و "اگزما" عناوین اپیزودهای این نمایش هستند. وی درباره زمان نخستین اجرا و اجرای عمومی این نمایش ادامه داد: چون این اولین تجربه کارگردانی من در عرصه تئاتر است، نمایش را در بخش نگاه ویژه سیامین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر به صحنه میبریم. همچنین برای اجرای عمومی این اثر در نوبت اجرای کارگاه نمایش قرار گرفتهایم که به احتمال زیاد سال آینده زمان اجرای عمومی "این تابستان فراموشت میکنم" خواهد بود.
الهام شعبانی طراح لباس، رضا مهدیزاده طراح صحنه، آوا فیاض دستیار کارگردان و عکاس، سیما کهنمویی دستیار کارگردان و مدیر صحنه و علی زارع مجری طرح و مدیرتولید از دیگر عوامل نمایش "این تابستان فراموشت میکنم" هستند


