زنبق

هر پديده ای در زندگی تشبيهی است و هر تشبيهی دروازه ای باز .

دروازهای که از درون آن تنها کسانی خواهند گذشت که بخواهند و بتوانند در ورای ظاهر بيرونی اشيا به درون دنيا رسوخ کنند.

به آن جايی که من و تو همچون روزو شب همگی يکی هستيم و واحد.

هر کسی در مسير زندگی اش روزی به اين دروازه بر خواهد خورد واز ذهن و فکرش اين انديشه خواهد گذشت که هر انچه مرئی و قابل رويت است خود تشبيهی است و اينکه در ورای هر تشبيهی روح وزندگی ابدی مسکن دارد.

البته تعداد انگشت شماری از انسانها از اين دروازه خواهند گذشت و معدود است تعداد کسانی که برای واقعت دوروپنهان حاضر به فدا کردن ظاهر زيبای بيرون هستند.....

(قسمتی از داستان زنبق : هرمان هسه)

   + بهاره رهنما - ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۳/٢٩

 

ترس عمیق ما از این نیست که نامناسب و یا ناقص هستیم.

ترس واقعی ما از این است که بیش از اندازه توانا هستیم.

از روشنایی وجودمان است و نه از تاریکی‌مان که بیش از حد واهمه داریم.

از خود می‌پرسم من کیستم که نورانی باشم. زیبا باشم. استعداد داشته باشم. توانا باشم و افسانه‌ای باشم.

در اصل تو کیستی که همه‌ی این‌ها نباشی.

تو فرزند خداوندی.

با کوچک بازی کردن به این جهان هستی خدمتی نمی‌کنی.

روشن‌ضمیری و تحول در آن نیست که به‌نام شکسته‌نفسی خودت را کوچک فرض کنی و یا وجودت را کاهش دهی که دیگران در اطرافت احساس امنیت کنند.

ما خلق شده‌ایم که شکوه و عظمت خداوند را در وجودمان آشکار کنیم و این پدیده فقط ویژه‌ی بعضی از ما نیست، در همه‌ی ما هست و هرگاه نور ما تشعشع کند، ناخودآگاه امکان تجلی آن را نیز در دیگران ایجاد می‌کنیم.

و آن‌گاه که خود از ترس رهایی یابیم، وجود ما دیگران را هم از بند آزاد می‌نماید.

 

نلسن ماندلا

 

   + بهاره رهنما - ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۳/۱۱