فرشته ای در ترافيک

دارم از کلاس موسیقی پریا بر میگردم ترافیک خیابان تخت طاررس امانم رو بریده فایده ای نداره بخوام خطم رو عوض کتم راه تقریبا بسته است.شب عیده آدمها رو هول و هیاهوی عقب ماندن از قافله خرید و نوروز گرفته.اj

 تو این ازدحام چشمم می افته به اون:پالتوی صورتی پوشیده و مقنعه سفید سرشه و کلاه پالتوش رو کشیده رو سرش. پوتین هاشم صورتییه نشسته ترک باباش رو ی موتور و ویولنش رو توی کیف چرمی انداخته پشتش مثل کوله پشتی .هوا سرده سرش رو از بغل گذاشته رو شونه باباش و با دستای کوچیکش  چنگ زده به شونه های کاپشن پدرش.

 بخودم که میام ترافیک باز شده و اون با ویولنش و موتور باباش رفته اون دور دورا رفته به جلو به آینده .

دوست دارم فصه اش رو بسازم و ادامه بدم  تا روزای خیلی خوب .روزایی که موسیقی زندگیشو شاد و زیبا کنه و نغمه های خوش آهنگی رو بسازه و بشنوه این آرزو رو با یک آه بلند براش به  سمت خدا می فرستم.

   + بهاره رهنما - ۳:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱٩

توکا و فراهاد

نمایش گاه با ارزش و زیبایی  از طنز نگاره های فرهاد  فروتنیان و توکا نیستانی دوازده تا هفدهم اسفند گالری آریا  بالاتر از سراه عباس آباد کوچه زرین پلاک  یازده برقرار است.

 حتما ازش دیدن کتید با وجود همه شتوغی های این روزها به دیدنش می ارزه.

 تصاویر آدم های بی سر توکا و آدم های تنهای فرهاد هنوز جلوی چشمانمه دارم فکر میکنم هنر چه راه خوبیه واسه حرفایی که تو گلو مونده آخه  بغض منم باز شد.

 شب عچیبی بود معلم های دوران  دبیرستانم رو اتفاقی اون چا دیدم به روزایی رفتم که همون موقع هم میدونستم تکرار نشدنیه .

من شیدای گذشته ها هستم

 و امشب با دیدن این طنز نگاره ها ازخودم پرسید م :امروز همان فرداییست که دیروز نگرانش بودیم؟

   + بهاره رهنما - ۱٢:۳٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/۱۳

باران

به باران فکر میکنم گونه هایم خیس میشوند؛.

به تو فکر میکنم باران می بارد.

من جادوگر نیستم ؛

تو اما معجزه ای.

   + بهاره رهنما - ٤:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٢/٥