شعری از احمد رضا احمدی

روزی آمده بودی

که من تمامی نشانی ها را گم کرده بودم

با خط بد نوشتم وتو تمام خانه ها را گم کردی .

به من نگفتی

همسایه ها گفتند .

دیر آمدی

در گاه بوی رطوبت داشت

به من نگفتی

که بیرون از خانه باران است.

به من نگفتی .

{احمد رضا احمدی}

   + بهاره رهنما - ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱٦

آرزو

اما این دلیل نمیشه که واستون شعرو شور عشق و مستی آرزو نکنم

یک دست جام باده و بک دست زلف یار

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست................

   + بهاره رهنما - ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱

بوی بهاز

بهار امسال عید بوی بهار نداره

 واسه پریا یک کفش نو خریدم اونقدرذوق کرد که شب که تو بغلم داشت می خوابید گفت مامان دوست داشتم با کفشم بخوابم .

فوری فهمیدم اینکه میگن عید مال بچه ها ست یعنی چی؟تازه فهمیدم بوی عید تو هوا نیست چون من بزرگ شدم و  دقیقا امسال  دیگه بچه نیستم چون امسال اولین سا لیه که  بوی عید تو هوا نیست

   + بهاره رهنما - ٤:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱/۱