با کامپیوترهای دست دوم خود چه می‌کنید؟

شما با کامپیوترهای دست دوم خود چه می‌کنید؟ اونها رو به قیمت پایین می‌فروشید؟ می‌گذارید گوشه انباری خاک بخوره و بعد از مدتی هم می‌اندازید دور؟
کامپیوترهای ما ممکنه زود از رده خارج بشن و دیگه جواب‌گوی نیازهای ما باشن. شاید به نظرمون بیاد که واقعا این کامپیوترها بلااستفاده باشن.
اما همین کامپیوترها می‌تونن برای خیلی‌ها، برای خیلی از کودکان و نوجوانان، برای خیلی از کودکان و نوجوانان در مدارس مناطق محروم نعمتی بزرگ باشد

داشتم در مورد موضوعی جستجو می‌کردم که بصورت اتفاقی برخوردم به سایت موسسه خیریه مهر گیتی. این موسسه خیریه کامپیوترهای دست دوم رو تعمیر می‌کنه و به مدارس منطقه محروم ارسال می‌کنه. شاید ایده‌ تازه‌ای نباشه اما به نظرم ارزشمنده.

قصدم این بود که این موضوع رو با شما درمیون بگذارم، شاید دوست داشتید کامپیوتر دسته‌دومی که داره خاک می‌خوره رو هدیه کنید به بچه‌های مدرسه‌ای که یک جایی تو این کشور دارن در محرومیت زندگی می‌کنن. شاید لمس کی‌بوردهای قدیمی همین کامپیوترها در سرنوشت‌ یکی از بچه‌ها تاثیر گذاشت!

اگر علاقه‌مند هستید این مطب رو به اشتراک بگذارید تا دیگران هم مطلع شوند

 

با تشکر از شرمین نادری

   + بهاره رهنما - ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦

اندر فواید حیوان خانگی

 
صبح زود دوست قدیمیم بزرگمهر پیغامی رو موبایلم داده حیوون خونگی دوستش شش تا زاییده و باید واسشون صاحب پیدا کرد چون مادرشون جون شیر دادن به اونا رو نداره ,تصادفن تو روزی هست که من خونه ام ،به دخترک عاشق حیوونام میگم و راه میافتیم ،....
چند ساعت بعد به طرز غیر قابل پیش بینی با یکی از اونا بر میگردیم خونه و یکی بهمون اضافه میشه
...
مدت ها بود تو فکر آوردن یک حیوون خونگی بودیم اما انگار این هم به شوخی اون همکار عزیزم که تکون میخوردیم میگفت :ای بابا قسمت بود یا نبود واقعن به سر نوشت مربوط میشه ،حالا اون هست با چشمای قشنگش و هر روز منتظر می مونه تا برگردم خونه و کلی احساسات خوب رو در من زنده کنه ،حس مسئولیت و نیاز به نگهداری، حس نیاز به توجه ،به شنیدن حرفای خوب، به نوازش ،به اینکه واسش حرف بزنی و تحلیلت نکنه ،قضاوتت نکنه ولی حست کنه ،این حس ها رو خیلی سال پیش وقتی پریا به دنیا اومد تجربه کرده بودم ،هفت سال پیش هم یکی از عزیزترین های عمرم یک پیشی زرد ملوس برام أورد که چون خونگی نبود خیلی زود به حیاط بزرگ همسایه راه پیدا کرد و کلی هم زاد و ولد کرد ،میل خودش به بیرون بودن بود تا توی خونه ،پس با اون نشد که این احساسات رو تجربه کنم ....
احساساتی که این روزها بعد مدت هاست دوباره با بودن این حیوون خونگی کنارم در من زنده شده،ازش ممنونم از دخترکم هم که دوستی با حیوونات رو در من تقویت کرده حیوون کوچولو همین الان پایین پای من خوابیده و من دارم فکر میکنم وقتی بیدار شه چی بدم بخوره که خوشحال شه ؟چون تازه واکسن یک ماهگیش رو زده، و کمی بی حوصله است ....
میدونم که دنیا و دل ها این روزا پر غصه و قصه است منم دلم به همین حاله اما وسط اینهمه سنگینی ،حس سبک و ساده مراقبت از یک حیوون روحم رو عجیب تلطیف میکنه، اسم این موجود جدید رو گذاشتیم دافی، شش اذر به دنیا اومده سه روز قبل تولد من ...

   + بهاره رهنما - ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦

تولد ماه من

امروز وبلاگ ماه هفت شب هشت ساله شد ،با همه فراز و نشیب های من ،نوشتن و سرنوشت ...  سال هشتاد و دو اوایل اشناییم با چلچراغ بود که تصمیم سأختن  این وبلاگ رو گرفتم تا یکسال هم آسم نداشت ،سال عزیز وعجیب هشتاد و سه که هنوز هم باورم نمیشه هفت سال ازش گذشته..... اما چرا اسم ماه هفت شب رو روش گذاشتم؟ ،ماه به خاطر ارتباط عجیبش با زن و هفت چون هم عدد محبوبم بود و هم مقدس و شب چون زمان پدیداری ماهه و ماه هفت شب چون هنوز کامل نیست و نیمه راهه و من این حس نیمه راه بودن رو همیشه دوست داشتم ،زیبایی ناکامل اما بی همتای ماه هفت شب با زیبایی تمام عیاره ماه شب چهارده متفاوته و إز همه این ها مهمتر این که این ماه هفت شب ماه منه،مکان امن من برای ساده نوشتن إز زندگی إز عشق إز گذشتن إز دلتنگی و إز همه لحظه هایی که دوست داشتم با کسی در خیال سهیم باشم و إحساس کنم سفره غم و شادی من سفره پر مهمانی است !ممنون إز شما، إز خیال، إز فضای مجالی، إز نوشتن و إز عشق این مهمترین عامل تولد ماه هفت شب که تولدش امشب سخت مبارک است !

   + بهاره رهنما - ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٥

عشق و رهایی

 
عشق آنچه را دوست دارد تیره نمیسازد چون در پی تصاحبش نیست .لمسش میکند بی آنکه به تصاحب خود درش أورد.ازادش میگذارد تا بیاید و برود نگاهش میکندکه دور میشود با گام هایی چنان سبک که شنیده نمیشود ،ستایس ناچیز ها،تمجید ناتوانی ها
عشق میاید ،عشق میرود اما به زمان و خواست خودش نه زمان و خواست ما !
برای امدنش تمامی اسمان تمامی زمین و تمامی زمان را می طلبد ، در حصار نمیگنجد حتی حصار معنی ،حتی به خوشبختی بسنده نمیکند عشق رهایی است ،خوشبختی و رهایی به یک راه نمیروند،رهایی با شادی همراه است و شادی چونان نردبانی در قلب ما ،بالإیمان میبرد خیلی بالاتر إز جایی که ما هستیم یا خود عشق هست،جایی که دیگر هیچ چیز دریافت کردنی نیست  ،و سوالی باقی نمیماند از پرنده ای که آوازش را میخواند کسی نمیپرسدچرا آواز میخواند...
از کتاب ستایش هیچ 
کریستیان بوبن /پیروز پارسا /نشر گفتار

   + بهاره رهنما - ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۳