نون و القلم

خدایا ممنونم از همه خوبی هایی که اطرافم هست ممنونم از اینکه آنقدر بزرگی که همین امشب که دو روزه هجوم نیروهای اهریمن رو اطرافم حس میکنم دختر جوانی به نام مریم با یک فرشته و یک انار و یک نامه قشنگ میاد پشت صحنه و بدون اینکه حتی نمایش رو ببینه میره و بدون خبر از دل من که دو روزه هوس یک مجسمه کوچیک فرشته داره اون رو برام میاره ، خدایا تو هستی و من از همه این اهریمنان و درس هایشان هم ممنونم خدایا تو هستی و من عاشقانه می پرستمت و حضوراهریمنلن عالم را به جان میخرم که اگر سیاهی نبود عظمت سپیده دمت هرگز بر من اشکار نمیشد و ممنونم از قلم هایی که به دفاع از حقوق انسانی ام بر کاغد لغزید و مرا بر آن داشت تا از بالاتر نگاه کنم و زندان تحجر فکر را برای اهریمنان انسان نما کافی بدانم تا خدایا نکرده با خشم انسانی من باورشان نشود راه قهرمان شدن نهادن شمشیر در کلام است خدایا ممنونم و ارامم
و القلم و ما یسطرون ...سکوت میکنم تا شنیده شوم ،رها میکنم تا سبک شوم،به تو می سپارم تا رستگار شوم...

 

   + بهاره رهنما - ٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۳٠

رسم زیبا

سرطان جدا از درد هزینه هم دارد این شعار خوب محک همیشه تو ذهنمه چند شب پیش اعلام کردم لطفا اگر کسی میاد اجرای من و قصد خرید گل داره از هزار تومن تا هر قدر که مایل هست بریزه به حساب محک یا انجمن هموفیلی و به جاش قبضش رو برام بیاره کسی عمل نکرد جز امشب که این چهارتا خانم این رسم زیبا رو شروع کردند نمیشماختمشون فقط خونده بودن پیامم رو و امشب این حرکت زیبا رو برأی اولین بار انجام دادم اونم تو شب از دست دادن یک جوون خوب دیگه ایرانی از سرطان شب مرگ مرتضی پاشایی که من همش فکر میکردم باید دسته جمعی برای مبارزه با سرطان بسیج بشیم و همه کمک کنیم حالا تقارن این حرکت رو با امشب خواست خدا میدونم و از همه خواهش میکنم به جای گل یک قبض کمک به بیماری لاعلاج سرطان رو برام بیارن حتی این میتونه یک هدیه خوب برأی عزیزانمون باشه ، سارا شبنم مونا وندا مهرزاد ازتون ممنونم که طلایه دار این حرکت قشنگ شدین خیلی ممنونمممممم..... رستوران ها و صاحب مشاغلی که قبض کمک هزینه به بیماریش سرطانی و هموفیلی رو بفرستند به فرهنکسرای نیاوران هم در صفحه ام تبلیغ کارشون رو خواهم کرد خدا قوت به همه روح مرتضی شاد

 

   + بهاره رهنما - ٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢٦

عکس هایی از نمایش اسپانیایی

 

 

   + بهاره رهنما - ۳:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٢٠

ماسک

 

رامین ناصر نصیر عزیز با این ماسک داره یک جشنواره عکس در ادینبورگ برگزار میکنه قراره هر کدوم از ما بازیگرا این ماسک یکی دو روزی دستمون باشه و باهاش عکس بیندازیم از لحظات مختلف شبانه روزمون این چند تا از عکس های منه با اون ماسک برای رامین عزیز ؛)

 

   + بهاره رهنما - ٧:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٧

توسل

هیچ اتفاقی توی دنیا بی حکمت نیست امشب جایی که به همت حسین سلیمانی عزیز و جواد عزتی نازنین و جمعی دیگه از بچه های همکار نذری برای کارتن خواب ها پخته میشد یک نفر تبرک پرچم حرم حضرت عباس رو اورده بود من که امشب قبل باز شدن در دیگ حاجتم رو عجیب گرفتم خدا رو شکر اما این توسل امروز من و اوردن این پرچم اونجا بی شک اتفاقی نبود دوستم سمیرا تا گفتن این پرده اینحاست زد زیر گریه حال عجیبی بود پیمان و دو تا اقایی که همراهمون بودن همون جا واسه غذای فردا شب نذر کردن حال عجیب و خوبی بود جای همتون خالی دعا کردیم مریض ها (مرتضی پاشایی و یک هنرمند دیگه رو اسم بردیم) و زندانی ها رو گرفتارهارو و من باز به حرف مادربزرگ ایمان اوردم ام البنین دست رد به سینه مادرا نمیزنه برام مهم نیست از دوست و دشمن بابت این پست ها حرف درشت بشنوم مینویسم چون این حال های خوب رو باید شریک شد و ایمان داد که معجزه هست برید دم خونه ابولفضل عباس و مادرش و معجزاتش رو ببینید ،اگر هم فکر میکنید ریا میکنم نگران نباشید من را در قبر هیچکس جز خودم نمیخوابانند،التماس دعا دوستان

 

   + بهاره رهنما - ٦:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٦

ببخش و برو


ز دشمنان باکیم نیست شمشیر های از رو را بیشتر دوست دارم میلن من و انها سال هاست یا درایت من یا انها یا خداوند اتفاقاتی را رقم زده  اما خطابم با شما به ظاهر دوستان است شما که انقدر درایت ندارید که بدانید این فضا انقدر بزرگ نیست که حرف های ما به گوش هم نرسد یک بار برای همیشه اعلام میکنم : من هنوز ذره ای بیش نیستم اما پر از شور و شوق زندگیم پر از حس کار و افرینش من برای کارهایی که میکنم شور افرینی میکنم تمام امکاناتم را به کارم متصل میکنم کوشش میکنم جای صحبت کردن از ادمها با ادمها رو در رو صحبت میکنم من پر از جوشش و شور زندگی ام پس خودتان را خسته نکنید چون نه من عوض میشوم نه شما خداوند انرژی چندین کار همزمان و تمرکز لازم را به من عطا کند باز هم چنین میکنم چون اعتقاد دارم نه من جای کسی را تنگ کرده ام نه کسی جای من را چون به شعور الهی معتقدم بعضی از شما خصوصا مردان عرصه نمایش چنان نام های بزرگی دارید که من دلم برای کوچکی دل شما میگیرد اما همه این ها را که میشنوم بعد این نوشته به خداوند این روزها و شب ها میسپارم که میداند به وحدانیتش هرگز برای هیچکدام از همین شما به ظاهر همکاران و دوستان هم بد نخواستم و نمیخواهم برایتان اگاهی و وسعت دل ارزو میکنم و ترجیح میدهم من بعد به صدای طبیعت گوش دهم و دور کنم همه این انرژی های منفی را خدا را شکر راه جذب مثبت ها را خوب بلدم نترسید راز نیست به شما هم میگویم فقط میدانم برایتان سخت است ،راهش این است : ببخش و برو همین ؛

 

   + بهاره رهنما - ٤:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/۱٢

حقش بود

این جمله : حقش بود خط قرمز کنار گذاشتن آدمهاست برای من، حقش بود برای من اغلب نشانه قضاوت، حسادت، بخل، تحمل نکردن و عدم پذیرش دموکراسی است و به راستی انسان هایی که دم از دفاع حقوق زنان و کودکان می زنند چطور به خودشان اجازه می دهند که بگویند فلانی حقش بود؟ اصلا حق چیست و حقدار کیست؟ حق بودن یا نبودن را جز خداوند چه کسی به راستی می داند؟ کسی که می گوید حقش بود آیا لحظه ای خود را در جایگاه او که اینگونه به کار می برند اغلب انسان های ناراضی و معترض به زندگی و پر کمبودی هست می دهند و در روز نیازمندی فقط پژواک صدای خودشان را می شنوند: حقش بود، حقش بود.

   + بهاره رهنما - ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۸/٧