یلدای من به روایت عکس های پریا قاسم خانی

 

سلام زمستون ، خوش اومدی با اینهمه خبر خوب ، کار خوب ، انفاق خوب، با اینهمه شعر و شور و معجزه ، با اینهمه برف ، ممنونیم از اومدنت که میای تا ما برای گرمتر شدن دلهامون بهم نزدیکتر شیم ،کرسی بچینیم ، ادم برفی بسازیم و اتیش روشن کنیم ، اهلی زمستون خوش خبر خوش یمن هستی میدونم ، خداوند هم گفته پس از هر سختی گشایشی است ،به قول رانووسکایای باغ البالو : بعد از آن پاییز تیره و سرد دوباره شادمانی از سر گرفته ای از خوشی سرشار هستی وفرشتگان آسمانی تو راترک نگفته اند ....زمستان خوبم ، برکت و مهرت را بر سر من و عزیزانم و مردم خوب سرزمینم ببار / بهاره رهنما ، أغار زمستان ١٣٩٣شمسی 

 

 

   + بهاره رهنما - ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۳٠

آدم های قدیمی

گل یاس برای من نماد و بوی ادمهای قدیمیه ، منو یاد مامان بزرگم می اندازه و بقیه بابابزرگ مامان بزرگها که با رفتنشون دیگه کسی نیست تا برامون قصه بگه و این یعنی از گذشتن یک دوره مهم زندگی هر آدمی ،با این عکس می خَوَّان این یاس ها تقدیم به روح بزرگوار و نازنین مرتضی احمدی که امروز از میان ما رفت بکنم ،استاد بی بدیلی که جای هنر سخاوت و دریا دلیش شاید تا همیشه در سرزمین ما خالی باشه ، میگن یلدا شب قصه هاست و مرتضی احمدی چنان قصه گوی خوبی بود که ادم باور میکنه امشب برای یلدایی فرشته های اسمون اون قصه میگه ، فاتحه و صلوات نثار تمام مهربانی وجودش

 

 

 

 

 

 

 

   + بهاره رهنما - ۳:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۳٠

روزگار

 

اگه بزاره روزگار از زندگیت میرم کنار میرم که ثابت بکنم عاشقتم دیوونه وار....
این یک تصنیف کوچه بإزاری قدیمیه که منو یاد این صحنه  اخر نمایش تو دهنتو میبندی یا من میاندازه / دوستان نمایش ما از هفته اینده چهارشنبه دوباره اجراهاش شروع میشه....
عکس هادی اقاجانی


   + بهاره رهنما - ٤:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢٩

نقش ها

نفش ها برای من مثل سفر به شهر ها هستند میری توشون گاهی گم میشی ،گاهی با یک دنیا خاطره ازشون ،گاهی دوست داری فراموششون کنی ، گاهی وصفشون و عکسشون زیباتره تا از نزدیک بری توشون ، گاهی دوست داری دوباره تجربه شون کنی ، گاهی میگی نه محاله دوباره برم، گاهی اتفاقا دوست داری یکی دیگه بره تو همون شهر تا تو تماشاش کنی ببینی اون چه کرده اونجا ، گاهیتوش عاشق میشی و گاهی هم دلت میشکنه ، یک دیالوگ به یاد موندنی تو نمایش اسپانیایی بود که فرنان میگفت : وقتی از یک نقش میام بیرون خیلی دلتنگ میشم خیلی بیشتر از وقتی یک ادم واقعی رو ترک میکنم ...نمیدونم ترک کردن ادما سخت تره یا نقش ها ؟ شاید چون بعضی نقش ها بخشی از وجودم میشن و میمونن مثل انت خدای کشتار مثل نوریای همین نمایش مثل زن عطر فروش نمایش فیل ، مثل زن عاشق چشمها و باز هم میگم مثل نوریا که ازش خیلی چیزا یاد گرفتم از ،به هر حال به قول نوریا زندگی همینه و بقول بهاره از ،شهر ها و نقش ها باید اموخت و گذشت ...

   + بهاره رهنما - ٥:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٢۱

تو دهنت رو میبندی یا من؟

این روزها امنیت ارامش عشق و احترام رو در تمرین نمایش تو دهنت رو میبندی یا من کنار داوود بنی اردلان و کمند امیر سلیمانی تجربه میکنم این نمایش که بازیگری و نویسندگی اش را بر عهده دارم بر أساس داستان تو خفه میشی یا من از مجموعه داستان اول من چهار چهارشنبه و یک کلاه گیس نوشته شده و روایت یک رفاقت قدیمی است این داستان تا کنون در نشریلت اینترنتی انگلیس زبان و ژورنال  هنری گالریا ی هند و نیز در ایتالیا به ترجمه در أمده است نمایش /تو دهنت رو میبندی یا من /از ٢۶ اذر ماه در سالن گوشه فرهنگسرای نیاوران ساعت هفت شب  به مدت یک ماه  روی  صحنه میرود .

 

 

   + بهاره رهنما - ۳:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٩

جمع کوچک فراموشی

به زودی یک گروه نمایش با حضور بازیگران معلول واقعی روی صحنه تالار وحدت اجرا خواهند داشت خواهش میکنم برای احترام به این حرکت زیبا و نیز شوق بخشیدن به این معلولین هنرمند لطفا از این نمایش حمایت کنید ممنونم ...

 

   + بهاره رهنما - ٦:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٧

تو دهنتُ می بندی یا من؟

 

 

   + بهاره رهنما - ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٦

نیایش

صحنه هر لحظه اش یک نیایش هست ، این روزها که منتقدان کمیتی آثارم به شدت عصبی هستند که چرا پشت هم کار میکنم ، فقط مرتب خدا رو شکر میکنم بیشتر وقت میگذارم برای خواندن نوشتن دیدن از کإرهای بیهوده و وقت گذرانی های گذرا میگذرم ، نمایشنامه مینویسم زندگی میکنم کار میکنم و با إیمان به اینکه خلوص همیشه جواب میدهد برای خودم و عزیزانم روزهای جدید و کإرهای جدید رقم میزنم نویسندگی بازیگری و کارگردانی سه حرفه تنیده شده در هم است خدا رو شکر که پروانه وکالتم را نگرفتم وگرنه این جماعت کاهل قضاوت گر چه ها که نمیگفتند ذکر امروزم  در مقابله با قضاوتگرانم این است : سبحانک انت یا لا الاه الی الله ....

 

   + بهاره رهنما - ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٦

روزجهانی معلولین

دیروز روز جهانی معلول بود عکس داوودعزیز و خانواده اش تازه به دستم رسید ، من پانزده ساله نمایش کار میکنم تو این مدت داوود برای من حضورش بخش تکمیلی هر اجرا بوده اون أوائل اون هم جوونتر بود همین طور مادر و برادر صبور و نازنینش من هم جوونتر بودم زمان زیادی گذشته که من فکر میکنم قبل از من هم داوود تماشاچی حرفه ای نمایش بوده  ، گاهی با وجود سلامت کامل از رفتن به مکان ها و دیدم کإرهای فرهنگی طفره میریم اما داوود و خانواده اش با وجود تمام سختی جا به جا کردن اون از دیدن هیچ نمایشی خودشون رو معاف نمیکنن حالا سال هاست من تو هر اجرا چشم براه اون هستم تا یک شب از در بیاد و با خنده های بلند و نفس های پر عشقش تماشاچی خاص نمایش من باشه ، خداوند  به اون و خانواده اش توان و قدرت بیشتر برای زیستن و بودن بده ازش ممنونم دلم میخواد از خانه تیاتر خواهش کنم یک کارت ویژه برای دیدن نمایش ها براش صادر کنه و دلم میخواد سر فرصت یک مصاحبه مفصل درباره نمایش و تماشاچی حرفه ای نمایش بودن باهاش انجام بدم عمری باقی باشد حتما انجامشان میدهم...

   + بهاره رهنما - ٧:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٤

شوق پنهان و اشکار در لفافه کلمات ...

دیروز اقای پسیانی نازنینم و گروه نمایش باغ البالو( که این روزها مشغولش هستیم )برام دوباره تولد گرفتن و کیک و سر تمرین دیگرم هم یک دختر سبزه نازنین قشنگ روی قشنگ دل به نام اسما رمضانی که تو گروه کارگردانی اقای بنی اردلان هست برام این هدیه رو اورد توش سه نمایشنامه بود و یک شال بافتنی خیلی گرم و زیبا اینها همه هدیه های خداونده حضور این أدمها و اینکه وسط اینهمه هیاهوی پر درس و تجربه این پاییز تولد چهل سالگی من چهار بار توسط عزیزانم گرفته شد و کلی قلبم پر از عشق شد با هدایای خاصی مثل خواندن زنده روزبه نعمت اللهی و آن صدو چهل گردوی بانویی برای من ناشناس و سفر قونیه که سال ها ارزوش رو داشتم و از همسرم هدیه گرفتم و ...أمیدوارم کسانی که بغض ، کینه و حسد سنگین چندین ساله شون رو نسبت به من و کارو زندگیم پشت نقاب های مختلف مخفی کرده بودند و اشکار یا نهان از این هتاکی ها شوق نشان دادند و با کمال تعجب ما لایک زدند و شنیدم که باز گفتند : حقش بود و دوباره در ایهام و لفافه کلمات ظاهرا ادیبانه و فرهنگی نوشتند از هر دست بدهی از همان دست میگیری ، چشمشان کور و گوششان کر نباشد بر اینهمه مهر و عشقی که من برای تولد چهل سالگی ام از اطرافیانم که هیچ از مردم خوب ایران دریافت کردم و بدانند جز ان هتاکی ها لابد این همه عشق هم از همان دستی که این مهر را به هستی داده ام به من بازگشته چون من هم همیشه میگویم أدمها آب قلبشان را میخورند و بس !پس دعا میکنم تمام کینه و بغض پنهانشان واقعا راه گلویشان را نبندد چون حجمش خیلی بزرگ است و وافعا امیدوارم از همان دست که به من دادند از هستی پس نگیرند که کار برایشان سخت ، سخت میشود ...و تنها خداوند است که داناست بر مکنونات قلب ما...

   + بهاره رهنما - ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/۱٢

و اینک چهل سالگی...

و اینک چهل سالگی

به روایت عکس های آرش عشایری

 

 

نوشته ای از اوریانا فالاچی در وصف چهل سالگی: من از اینکه چهل ساله هستم حظ می کنم.چهل سال زندگیم را مثل مشروب خوشمزه می نوشم. چهل سالگی سن زیبایی است، چهل و یک سال و چهل و دو سال و چهل و سه و چهار و پنج همه زیبا هستند. برای اینکه آدم احساس آزادی می کند.احساس می کند یاغی شده است، برای اینکه اضطراب انتظار تمام شده، غم سراشیبی هم هنوز شروع نشده. احساس روشنی می کنیم. عاقبت در چهل سالگی حس می کنیم که مغزمان کار می کند. اگر در آن سن، مذهبی هستیم، دیگر مذهبی هستیم. اگر به خدا اعتقاد نداریم، نداریم. اگر شک و تردید داریم بدون خجالت شک و تردید داریم.از تمسخر جوانها واهمه نداریم چون ما هم جوان هستیم. از سرزنش بزرگها وحشت نداریم چون ماهم آدم بزرگ هستیم. از گناه نمی ترسیم چون درک کرده ایم که گناه فقط یک نقطه نظر است.از اطاعت نکردن وحشت نداریم برای اینکه فهمیده ایم اطاعت کردن کار احمقانه ای است. از تنبیه نمی ترسیم چون به این نتیجه رسیده ایم که دوست داشتن عیب نیست. وقتی قرار است عاشق شویم می شویم، وقتی از هم جدا می شویم، آنرا با منطق قبول می کنیم. دیگر نباید به معلم و مدرسه و کشیش حساب پس بدهیم و بس.

   + بهاره رهنما - ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٩

من چاقم پس هستم ؛)

در فواید اضافه وزن من که ظاهرا چشم تنگ مرد دنیا دوست را پر کرده :من هم مثل همه ادمهایی که یک دفعه اضافه وزن پیدا کردند از این اتفاق خوشحال نبودم ، اما راستش هیچ موقع موضوع اصلی ذهنم نبود شاید چون هم در نظر اطرافیانم و هم در کارم چندان مانعی که إیجاد نکرد هیچ ،گاهی کمک کرد که بتوانم ادمهایی را که مشکل هایی از این دست دارند بهتر درک کنم و همیشه انقدر مشغول کار و تحصیل و یادگیری بودم که کاهش وزن اولویتم نبود ، در کل ادم بی اراده ای نیستم و این را رشته های تحصیلی مختلفی که خوانده ام و کارنامه بسیار پر کارم در سینما تیاتر و تلوزیون نشان میدهد اما خب همیشه همه ما در همه ابعاد زندگی موفق نیستیم ، سفر کاهش وزن من بارها مرا به چالشی با خودم کشاند که اگرچه چندان موفق نبود اما من را با هستی در أشتی بیشتر قرار داد ، بیشک بخاطر توجه بسیار خانواده و مشهور بودنم و باقی مشخصات ظاهرم و نیز انچه در زندگی به دست أورده بودم اگر با این مشکل مواجه نبودم ادم بی تفاوت تَر و شاید کم احساس تری از ادم امروزم بودم اینها را در حالی مینویسم که این روزها مثل معتاد هایی که بارها ترک میکنند بار دیگر و البته با امید زیاد مشغول یک سفر کاهش وزن دیگرم که اول امسال رسمی إعلامش کردم تا به خودم و کسانی که انها هم مشکل مرا دارند و طرفدارام هم هستند امید و قدرت بیشتر بدهم ، چاقی سنگینی است حمل یک چمدان ستگین همیشه است خستگی است خطر ابتلا به هزاران بیماری است من هم تاییدش نمیکنم اما با توجه به اینکه به زمان بندی الهی إیمان دارم شک ندارم این ظاهرا مانع تا امروز برای من نقع و درسی داشته و به اصطلاح نعمتی بوده در لباس نقمت ، این روزها که جدا از عقایدم با إشارات رسمی و عجیب و غریب به اضافه وزنم نشانه ام رفته اند ، از این یک بایت سخت خوشحالم و حس میکنم خداوند با چه ازمایش زیبایی مرا بالغ تَر و اگاه تَر کرده بی شک این مهمترین و بزرگترین إیرادی است که کسانی که مثلا قصد آزار و توهین به من دارند در نظر میگیرند شاید چون ترکیب یک چاق این قدر فعال واقعا ترکیب غریب و روی مخی است برای کاهلان و تنبلانی که پشت نقاب کار برهای مجازی هیچ إیرادی جز این نمیبینند ، برای خودم هم جالب است که چطور با برنامه ریزی تمام روزن مثل یک جوان پر شور پر از برنامه و حرکت است شاید اصلا خدا این اضافه وزن را داده تا کمی سرعت حرکت مرا کم کند وگرنه با اینهمه جوش و فعالیت ذهنی و جسمی باد مرا میبرد خارج از مدار سیاره زمین ، مرا به بد قلبی و بی سوادی و مردم ستیزی و حیله گری و تفرعن و هزاران لقب دیگر نتوانستند ملقب کنند گفتند خدا را شکر که خوب خوک چربی است و به بدنش میشود ناسزاهایمان را که از سر تنفرمان از انرژی زیاد او ( که در واقع کاهلی خودشان است )داریم بدهیم ، جالب این است که مادرم درباره خانواده اغلب چاق ما همیشه می گوید :خدا رو شکر مادر که عیب ما انقدر عیانه من هم حالا به حکمت این اضافه وزن و این چمدان این سال ها پی بردم حالا بابت همه سال ها یی که چاق بودم از خدا ممنونم چون بی شک با این سرعت و انرژی و شور من برای زندگی اگر سپری چون چاقی نداشتم عناوین حمله سنگین تری برای خالی کردن خشمشان می یافتند خدا یا شکرت که در مقابل موفقیت هایی که به من دادی أیر بگ چاقی را به من عطا فرمودی تا چشم حسودان و بد خواهانم را پرکند و تیر هایشلن بعد اصابت به لإیه های چربی من به سمت خودشان باز گردد.. و من الله توفیق برای همه چاقان عالم از اورسن ولز و هیچکاک تا افرا وینفری و بسیاری از موفقان چاق عالم تا این بنده حقیر سراسر چربی :)

   + بهاره رهنما - ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٧

نامه پیمان قاسمخانی برای هتاکان اینترنتی

من عضو هیچکدام از شبکه هاى اجتماعى نیستم. هرگز هم نبوده ام. به همین دلیل قواعد حضور در این شبکه ها را نمى دانم. آقایى در صفحه فیس بوکش به همسر من ، بهاره رهنما اهانت کرده. من هم چون اهل جواب دادن در فضاى مجازى نیستم از او شکایت کرده ام. به همین سادگى. اگر دادگاه تشخیص داد که ایشان به ما اهانت است محکوم مى شود، و اگر نشد که پرونده بسته مى شود و خلاص. یک شکایت حقوقى ساده است و نه هیچ چیز دیگرى. مى دانم که روش درستش این است که این جور آدم ها را ندیده بگیریم و بگذاریم در صفحات متروکشان با رفقایشان خوش باشند، و مى دانم که تا دو روز دیگر همه این ماجرا را فراموش کرده اند، ولى فکر مى کنم همین ندیده گرفتن ها و فراموش کردن هاست که باعث جرى تر شدن کسانى شده که شبکه هاى مجازى را تبدیل به ابزارى براى عقده گشایى و نفرت پراکنى کرده اند و به هر بهانه اى دیگران و بخصوص افراد شناخته شده را آماج حمله و توهین قرار مى دهند. این طرف شکایت ما، فتوره چى، یکى از آنهاست. اگر از او شکایت مى کنم، طرفم را همه فتوره چى هاى هتاک و بى اخلاق فضاى مجازى ایران مى دانم. اگر او بهاره را به هر دلیل نماد انحطاط فرهنگى جامعه مى داند،من هم او و امثال او را از عوامل انحطاط اخلاقى جامعه مى دانم، و بنظرم این جرم کوچکى نیست. اما مورد این آدم کمى متفاوت است. او صرفاً یک آدم بددهن ساده نیست. او دوست دارد قهرمان باشد. شکایت ما از خودش را در صفحه اش تبدیل به یک پرونده امنیتى کرده که در آن خودش آدم خوبه است و من و بهاره مزدوران حکومتى، که قرار است با توسل به نفوذمان و دوستان گردن کلفتى که در دستگاه داریم او را به خاطر عقیده اش و مواضع سیاسى اش به زندان بیندازیم، و شهیدنمایى راه انداخته که بیا و ببین. راستش اصلاً متوجه نمى شوم که چطور مى شود این ماجرا را به سیاست چسباند. من برخلاف این آدم، مردم را براساس عقایدشان قضاوت نمى کنم. شکایتم از او فقط معطوف به اهانت هاى مستقیم و شخصى او به خودمان است. اگر دوست دارد تبدیل به قهرمان دنیاى مجازى بشود من کمکى به او نخواهم کرد. از نظر من کسى که در قالب یک متن روشنفکرانه به مشمئز کننده ترین روش یعنى تحقیر ظاهر و فیزیک آدم ها متوسل شود به این نیت که آزارشان دهد آدم حقیرى است، چه چپ باشد و چه راست. اما خبر خوب براى این دوستمان این که برخلاف تصورش من آدم "کلفتى" نیستم. ارتباطاتم خیلى محدود است و دوستان گردن کلفت هم ندارم، که شاید اگر داشتم الان بهاره، سه ماه بعد از پایان نمایشش، زنان شکسپیر، همچنان بین دادگاه هاى مختلف "جهت ارائه توضیحات" سرگردان نبود. درمورد بهاره دوست دارم بگویم که شاید بهترین همسر دنیا نباشد، شاید زیاد شلوغ کارى کند و به حاشیه برود، ولى من هرگز در نیت خیر او و در مهربانى غیرعادى اش شک نکرده ام، و تعبیرهاى این آدم در خصوص چاپلوسى و نان به نرخ روز خورى بهاره واقعاً آخرین صفاتى است که مى شود به او چسباند. در پایان مى ماند اینکه این آقا در کنار اهانت هایش، حرف هایى زده که باید اثباتشان کند. همین جا قول مى دهم اگر او حتى یک مورد، فقط یک مورد از کارچاق کنى هایى را که به من نسبت داده، یا فقط یک سفر از سفرهایى را که به هزینه بیت المال یا به همراه هر مدیرى اعم از دولتى یا غیر دولتى رفته ام بتواند اثبات کند شکایتم را پس مى گیرم. اما من یک دلیل شخصى هم براى کشاندن این آدم به دادگاه دارم. دوست دارم عمل کردن این قهرمان شجاع مان به قولش را ببینم: این که به دادگاه بیاید، در سکوت به حرف هاى ما گوش کند، و بعد بلند شود و برود و لپ قاضى را بگیرد و بکشد و به او بگوید این ها ارزش دفاع کردن ندارند و من آماده رفتن به زندان هستم. در این صورت من که در جا شکایتم را پس مى گیرم، مى ماند فتوره چى و قاضى که لپش توى دست اوست که باید یک جورى با هم کنار بیایند. انصافاً دیدن چنین منظره اى هر روز گیر آدم نمى آید! بهاره رهنما : پیمان جان زندگی زناشویی بالا پایین زیاد داشته و دارد اما به انسانیت نبوغ و رفاقتت همیشه افتخار میکنم و ممنونم <واکنش انجمن بازیگران سینماى ایران به بى اخلاقى هاى فضاى مجازى. در سایت ها

   + بهاره رهنما - ۳:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٥

نگاه فرهیخته

 

 

کارتون از مانا نیستانی

   + بهاره رهنما - ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٥

واکنش انجمن بازیگران سینماى ایران به بى اخلاقى هاى فضاى مجازى

انجمن صنفی مهربان و دلسوزم سپاسگزارم حمایتتان هستم و خواهم بود افتخار میکنم که عضو کوچکی از صنفی چنین منسجم و محترم هستم

واکنش انجمن بازیگران سینماى ایران به بى اخلاقى هاى فضاى مجازى

به نام خدا

این روزها که با نگرانى نظاره گر توفان سرطان هستیم،و هر روز با دلهره و دست بر دعا برمى خیزیم که خدایى نکرده عزیز دیگرى را در پنجه هاى این بیمارى اسیر نبینیم،با کمال تأسف و حیرت در فضاهاى مجازى نیز،شاهد شروع هجمه درد آور از هتاکى،انتساب صفت هاى ناروا و انتشار الفاظ ناشایست بر علیه هنرمندان و مخصوصا بازیگران کشورمان هستیم. بازیگران این مرز وبوم سالهاست در دل و خانه هاى مردم،یارى امین و همدل در تلخکامى ها و شادمانى هاى جمعى بوده اند و افتخار "در کنار مردم بودن" را چون گوهرى ناب براى ادامه مسیر خدمتگزارى حفظ کرده اند و قدر دانسته اند. همه ما بر این باوریم که نقد،انتقاد،گفت و گو و تبادل نظر ضامن بقاى هنر و هنرمند است و با همه وجود،آن را ارج مى نهیم.اما این روزها عده اى قلیل از مخاطبان ما،قلم هاى ارزشمندى را که باید ضامن تولید بهترین و مؤثرترین نقدهاى عالم هنر و اعتلاى بیشتر و عمیق تر آن باشد،با توسل به ادبیات هتاکانه به نوشتن الفاظى ناشایست از سر قضاوت هاى سبکسرانه،یا مغرضانه چرخانده اند. بخش قابل توجهى از بازیگران سینما و هنرهاى نمایشى همچون دیگر آحاد مردم،با در نظر گرفتن تمامى نکات اخلاقى و قانونى،نظرات شخصى خود را به شکلى محترمانه بیان کرده و یا به اتکاى اعتقادات و علایق خود در آثارى نمایشى و آئینى با مضامین مقدس مذهبى حضور داشته اند،و در مقابل گروهى به ناحق با نفرت و خشمى آشکار و هدفمند،این حضور و ابراز نظرها را به چالشى زشت،کشیده اند و تلاش دارند تا با از میان برداشتن حریم اخلاق،فضاى سالم تبادل افکار و اندیشه را به کام تاریکى کشانده و دریچه هاى گفت و گوهاى بى واسطه هنرمندان و مردم را ببندند. انجمن بازیگران سینماى ایران به احترام حفظ اخلاق و ادامه حیات گفت و گوى سالم و مؤدبانه با مردم شریف و نجیب میهن مان،ضمن محفوظ دانستن برخورد قانونى و اعاده حیثیت اعضاى خود از طریق مراجع قضایى،از مسئولین و متولیان نیز انتظار حراست و حمایت از حریم مقدس اخلاق و ساحت والاى فرهنگ و هنر و برخورد قاطع با خاطیان این امر را داشته و از مردم مهربان که همیشه نشان داده اند با عشق و احترام به جان و جهان هنرمندان حیات مى بخشند نیز انتظار همدلى و همراهى دارد تا دوباره بر این باور شکوهمند حکم مؤکد بزند که در سر زمین ایرانى-اسلامى ما،همیشه"ادب مرد به ز دولت اوست"

شوراى مرکزى انجمن بازیگران سینماى ایران

   + بهاره رهنما - ۱٢:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٩/٥