اخرین مطلب من در اعتماد ملی که چاپ نشد

تیتر ": ایستادن مقابل اکثریت کار ساده ای نیست

یا : تردید منطقی

یا : راه رفتن روی لبه کوه !

خلاصه داستان به روایت من : دوازده مرد از اقشار مختلف جامعه به عنوان هیئت منصفه در پرونده قتل یک پدر توسط پسر نوجوانش وارد بحث میشوند از این عده ابتدا فقط یک نفر نظرش بر احتمال بیگناهی پسرک است . اما کم کم همین یک نفر با بسط و شرح یک تردید منطقی در مورد گناهکار بودن پسرک اقلیت را به اکثریت بدل میکند و جان پسرک را از مجازات اعدام رهایی میبخشد !

لید مطلب :"

در تمام طول هفته به همه نگرانی های متداول این روزهایم رساندن این صفحه هم اضافه شده اما بیشک این از آن جنس نگرانی هاییست که کمی هم هیجان با خودش دارد و من هم که باید همیشه چیزی باشد تا این اعتیاد خونم به آدرناالین بالا را جوابگو باشم معمولا از این نوع هیجان ها استقبال میکنم . اما وقتی دوستی بدقولی میکند یا به هر دلیلی صفحه ام نمیرسد غصه میخورم و هفته پیش چنین بود .بگذریم , دوست داشتم در میان این مهمانان صفحه با کسی فیلم ببینم از اهالی سیاست و البته با سواد آکادمیک سیاسی دمترا در حقوق بین الملل از طرفی قرار بود با آقای حبیب احمد زاده محقق و نویسنده کتاب شطرنج با ماشین جهنم(که تاثیر خاصی بر روی من داشت ) هم فیلم دوازده مرد خشمگین راببینیم دو جلسه ادغام شد و ما البته دو فیلم دیدیم . همین دوازده مرد خشمگین و یک مستند ساخته خود آقای احمدزاده به نام آخرین تیر آرش !

فیلم ها ظاهرا به هم هیچ مربوط نبود اما در هردو فیلم عنصر قضاوت نقش عمده ای داشت . عنصری که اغلب اوقات و خصوصا این روزها همه

 

ذهنم را به خودش مشغول داشته و به گمانم برای خیلی از شما دوستان هم چنین باشد . اما به علت گسترش بحث این یک جلسه را در دو چهارشنبه خواهید خواند اولی متمرکز بر فیلم دوازده مرد خشمگین و دکتر حق شناس و دومی مستند آرش و آقای احمد زاده .

و اما مهمان صفحه ما :مردی که پشت صحنه روزنامه اعتماد ملی را خصوصا در این روزهای پر بحران کارگردانی میکند دکتر حق شناس استاد دانشگاه در رشته علوم سیاسی و دارای مدرک دکترا در رشته حقوق بین الملل و عضو هیئت علمی دانشگاه

 

و از بنیان گزاران حزب اعتماد ملی است او پست های مدیریت دولتی متعددی را از سال شصت و سپس در دو دوره ریاست جمهوری آقای دکتر خانمی به عهده داشته است که از آن جمله میتوان به:

معاونت سیاسی استانداری تهران .. معاونت ثبت احوال .

 

فرماندار . مدیر سیاسی وزارت کشور.مدیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی . مدیر کل روابط سیاسی وزارت کشور .ومشاور بین الملل و معاون امور مجلس و استان های وزارت ارشاد و.. اشاره کرد . وی در حال حاضر مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی و استاد دانشگاه در رشته حقوق بین الملل است .

 

در تمام طول صحبت آرامش و طمامینه این مرد بیاد این بیت می انداخت مرا :

 

" بسیار سفر باید تا پخته شود مرد"

و دکتر حق شناس در این سالها سفرهای بسیاری به گوشه و کنار پست های سیاسی این مرز و بوم داشته است !

بعد از تحریر: این مورد فیلم دیدن با با وجود اشراف مهمان صفحه به سینما بیشتر یک مصاحبه کاری شد و این ویژگی مستند این صفحه است که گاه خودش, من و مهمانم را به سمتی میبرد و من هم سعی کردم این موج مستند گونه را در این دیدارها حفظ کنم بدیهی است که گاهی مقتضیاتی این ماجرای فیلم دیدن را از خود فیلم دور و یا با آن نزدیک تر میکند . در این مورد هم خودم را جای خیلی از شما گذاشتم و سوال های بسیاری را بر سر مهمانم ریختم که با صبوری و شفافیت همه را جواب داده اند.

 

میان دیالوگ

هنری فاندا _ من نمیتونم راحت راجع به یک بچه رای بدم بدون این که در موردش درست فکر کنم !

دکتر _جالبه که یکی از همین آدم ها همانیست که در زندگی خودش با بچه اش مشکل دارد

(اون ها شاهدند پس راست گفتند چون در مقابل دادگاه سوگند یاد کردند )

(اون ها شاهئند و سوگند یاد کردند اما فراموش نکنیم که اون ها هم انسانند )

بهار

 

جالبه چه از شروع فیلم روی ظرائف انسانی مثل بیماری . گرما . گشنگی . نیاز به هوای آزاد . و این جور چیز ها اشاره شده .انگار این جوری فیلم هم میخواهد تاکیید روی این ماجرا را که این ها هم انسانند با ضعف های انسانی اما در مقام هیئت منصفه بیشتر کند .

دکتر

 

بله به موضوع جالبی اشاره کردید حتی پنکه توی اتاق هم خراب است و همه کلافه اند .

احمد زاده

 

حالا ببینید پنکه که درس میشود اصلا حال همه شان تغییر میکند !

هنری فاندا

 

ایستادن در مقابل اکثریت کار ساده ای نیست !

دکتر

 

چه جالب بود که به طرف گفت: فرض کن دادگاه خودته . واقعا تو این جور مواقع آدمها باید خودشونو جای هم بگذارن .

بهار

 

و جواب طرف هم خیلی غم انگیز بود . گفت : من عادت به فرض کردن ندارم معمولا رئیسم واسم این کارو انجام میده

احمد زاده

 

و این جمله هم خیلی کلیدی بود که گفت : شهادتی که پسری را به بالای دار ببرد باید شهادت خیلی قوی باشد !

دکتر

 

واقعا در این جور دادگاه ها بخشی از تصمیم گیری به عهده هیئت منصفه است و نه فقط دادستان و وکلا !

بهار

 

من این جا رو که بارون گرفت و یهو حالو هوای همه عوض شد وحتی افتادن به خاطره تعریف کردن رو خیلی دوست داشتم واقعا جالبه فیلم بدون بازیگر زن فقط در یک اتاق چقدر کشش داره و لحظه ای نمیافته به نظرم شاهکاره !

دکتر

 

وقتی این مرد داره همه آدم های قشر پایین رو با هم یک جا دسته بندی میکنه و همه رو به یک چشم میبینه کم کم تمام جمع بهش پشت میکنن !

هنری فاندا

 

من نمیدونم حقیقت چیه و کسی هم نمیتونه بگه که دقیقا میدونه حقیقت کدومه .اما همه ما میدونیم که عنصری به نام "تردید منطقی " در هر حکمی موجود است !

دکتر

 

و در واقع این تردید منطقی اصل حرف این اثره !

بهار- ممنونم ازآقای احمدزاده فیلم بسیار به روز و جذاب و تاثیر گذاری رو معرفی کردند !

 

 

چای دوم ""

بهار

 

خب فیلم متمرکز بود روی قدرت و تاثیر هیئت منصفه در صدور حکم . آقای دکتر تا جایی که از سالهای دور دانشکده یادم هست انگار در ایران هم در موارد خاص هیئت منصفه در دادگاه حضور دارد . درست است ؟

دکتر

 

بله . در دو مورد در قانون اساسی ما به الزام وجود هیئت منصفه اشاره شده . یکی در دادگاه مطبوعات و جرائم مربوطه و یکی هم در مورد جرم سیاسی .

بهار

 

اما د رمورد جرم سیاسی آیا تعریف واحدی وجود دارد ؟

دکتر

 

در مجلس ششم قرار بود این تعریف به صورت جامع ارائه شود اما لایحه مربوط به ان مورد تایید نهایی قرار نگرفت .

بهار

 

این تعریف چه بود ؟

دکتر

 

این که مجرم سیاسی کسی است که از انجام عمل مجرمانه قصد و غرض یا نفع شخصی را دنبال نمیکند !

بهار

 

اما خب این تعریف زیاد جامع نیست چون روی کار آمدن هر جریان فکری در هر کشوری با تعویض پست و مقام ها در ارتباط است و این در نهایت برای فعالان در آن عرصه بحث نفع و ضرر را به میان میکشد !

دکتر

 

-به هر حال جرم سیاسی اگرچه اقدام علیه نظم موجود در جامعه است اما معمولا نفع شخصی به همراه ندارد . به هر حال این تعریف الان در قانون وجود ندارد و ما تعریف واحد و خاصی برای جرم سیاسی نداریم و بالطبع هم هیئت منصفه ای در کار نیست !

بهار

 

در این فیلم هیئت منصفه ای که در نهایت باید راجع به کشتن یا رهایی یک نوجوان تصمیم بگیرد از تیپ های بسیار متنوع اجتماعی انتخاب شده اند با نقطه نظر های فراوان . آیا در مورد همان دادگاه مطبوعات که ما هیئت منصفه داریم این تنوع اقشار در هیئت منصفه هست ؟

دکتر

 

تقریبا هست از اقشار مختلف آدم هایی برای مدت دوسال انتخاب میشوند !

بهار

 

این چندمین باری بود که خدا را شکر کردم که کار حقوقی را دنبال نکردم خصوصا قضاوت را که البته در ایران فقط در دادگاه های کودک برای خانم ها جایز است . اما من حتی دو یا سه سال پیش داوری جشن خانه سینما را هم نپذیرفتم !

احمد زاده

 

شما روحیه خیلی لطیفی دارید به درد این کارها نمیخورید .(خنده)

بهار

 

از این گذشته من واقعا دیدم هنوز گاهی نسبت به بعضی بازیگران زن حسادت های زنانه مهار ناشدنی داشتم که قطعا در قضاوتم موثر می بود !

دکتر

 

بله واقعا کار سختی است !

بهار

 

و قبول دارید که به هرحال مشکلات و خواستکاه های روحی آدم در امر قضاوت موثر است ؟

دکتر

 

به هر حال شاید این خاصیت انسان باشد اما هنر قاضی همین است که با علم حکم بدهد و به دور از تمایلات شخصی !

بهار

 

یاد کتاب سینوهه افتادم یا کتاب قابوسنامه دخودمان که چقدر در انتخاب آدم ها برای بعضی اشغال مانند قضاوت یا حراست از شهر تاکید بر سلامت روحی و آرامش وضع زندگس آنها میشود .

احمد زاده

 

بله واقعا خوب است که برای بعضی اشغال آدم ها مرتب تست سلامت روانی بشوند !

بهار

 

در مورد جرائم مطبوعاتی به نظر شما چرا وجود هیئت منصفه در قانون اساسی ما تصریح شده است ؟

دکتر

 

به هر حال کسی که کار روزنامه نگاری میکندکار سختی دارد. ریسک کاری هش از هر نظر بالاست چون با بازگویی هر نوع خبری ممکن است وجدان عمومی قشر یا گروه خاصی از آدمهای جامعه را در راستای روشن کردن زوایای مختقف اجتماعی نا خواسته خدشه دار کند و در نهایت این روزنامه نگار است که با زورمندان و زرمندان و در مقابله قرار میگیرد پس قضاوت در مورد جرم مطبوعاتی کار سختی است ! در جامعه هفتاد ملیونی رو به رشدی که از لحاظ فکری هم دیگر آن جامعه صد سال پیش نیست ! و وجود هیئت منصفه به نمایندگی از وجدان عمومی این هفتاد ملیون در چنین جرائمی بی شک واجب است تا معلوم کند آیا واقعا جرمی واقع شده یا نه و یا این که اصولا مجرم مستوجب تخفیف هست یا نه !

بهار

 

بله گفتید روزنامه نگار برای من همین جا این سوال پیش میاید که روزنامه نگاران همکار شما که اکنون در نوبت دادگاه به سر میبرند چه تفاوتی با شخص شما یا مسئولین دیگر روزنامه دارند که آنها برای جواب گویی احظار شدهاند و نه کسانی مانند شما ؟

دکتر

 

شاید ما هم در مواردی مورد سوال قرار گرفته باشیم ! من بارها گفته ام که اگر اتهامی مستقیما متوجه روزنامه است من شخصا مسئولیتش را به عهده میگیرم !

بهار- یه نظرتون عجیب نیست که در این فضایی که بسیاری از روزنامه های خیلی از شما ملایم تر مورد باز خواست قرار گرفته و لغو امتیاز شده شما همچنان به کارتان ادامه میدهید ؟

دکتر

 

به نظرم .جود یک تریبون برای یک جناح فکری که نظرات بخشی از آحاد جامعه را نمایندگی میکند نشان دهنده یک نوع تسامح و فضای بازاست که ما حتی از دید جهانی هم به ان نیاز داریم در مقابل دنیایی که اکنون در خیلی موارد مارا به عدم توانایی برگزاری گفتگو بین جناح های فکری و تک رسانه ای بودن متهم میکند !علت دیگرش شاید این باشد که من به شخصه از تمام جهات حتی دوستان خودمان مورد فشار بوده ام اما سعی کرده ام شیطنت نکنم و فضا را متشنج نکنم این دو ماه به اندازه همه چهار سال انتشار روزنامه فشار تحمل کردم تا منتشر شویم شب ها بعد از دوازده به منزلم رسیدم و هیج جمعه ای در خانه ام نبودم در داخل خود روزنامه همکارانم مرا سانسور چی میدانند حتی آقای کروبی هم از من دلخور میشود یا خانواده زندانیان که مثلا چرا فلان مطلب را چاپ نکردم ! اما من همه این انتقاد ها را به جان خریده ام و تلاشم را کرده ام که این کانال ارتباطی بین مردم و حکومت و مسئولین و نخبگان را حفظ کنم و تا جایی پیش بورم که تشنچ ایجاد نکنم وگرنه که میرفتم سر پست دانشگاهی خودم و به خانواده ام هم بیشتر میرسیدم. اما چهار سال پیش که خود من پیشنهاد ایچاد یک نشریه برای حزب را مطرح کردم و از همان شروع من دو تا شعار را سر لوحه قرار دادم یکی این که رورنامه ما باید خواننده داشته باشد و دیگری این که بسته شدن روزنامه افتخار نیست هنر در آوردن روزنامه ایست که بسته نشود! و ما همچنان در تمام این مدت روی یال کوه راه رفته ایم !

بهار

 

من اما خدا را هم یارتان میدانم شاید چون خودم به شدت آدم تقدیر گرایی هستم و در واقع به جرات اگر بخواهم نظرم را بگویم این است که یک خواست الهی در انتشار این روزنامه تا امروز دخیل بوده و گرنه ضوابط این روزها چنان که میبینیم چندان مشخص و تعریف شده نیست ! و البته امیدوارم چشمم شور نباشد !

دکتر

 

–(میخندد) بله قطعا خواست و کمک خداوند هم در میان بوده و هست !

بهار

 

فیلمی که دیدیم موقعیت غریبی را تصویر میکرد . یک نفر آدم با دقت در میان این جمع که هر کدام به بهانه ای میخواستند زودتر حکم دهند و از آن اتاق در بسته بیرون بروند پی کار و سرگرمی های خودشان مته به خشخاش گذاشت تا با پیدا کردن دلایل هوشمندانه و ریز بفهمد آیا میتوان در احراز این جرم تردیدی کرد یا نه تعبیر اتاق خفه و در بسته هم اشاره ای به موقعیت سخت و آزار دهنده قضاوت بود یعنی او برعکس همه که اصل را بر مجرم بودن پسرک گذاشته اند با فرض بر بی گناهی احتمالی او موضوع را کنکاش میکند ا!

دکتر

 

و جالب این جاست که هر کدام از آنها از پیرمرد تا مرد عینکی تا پدر خشمگین همه وقتی خودشان را در موقعیت مشابه قرار میدهند تازه میتوانند بدون تعصب به ماجرا نگاه کنند.

بهار

 

در آخر بیشترین تاثیری که از این قیلم دیدن گرفتید چه بود ؟

دکتر

 

همان عنصر تردید منطقی که برای حکم دادن خیلی مهم و اساسی بود . الان هم من هر خبری را چه از این سو و چه از آن سو در ذهن خودم فوری راجع به آن حکم نمیدهم. شرایط طوری است که باید مواظب باشیم تحت تاثیر جو قرار نگیریم و درست نگاه کنیم !

بهار

 

ممنونم من دوست دارم صحبتمان را با یک جمله کلیدی از فیلم به پایان برسانم : برای حکم دادن در مورد زندگی یک انسان باید دلایل خیلی قوی باشند !

پایان.

   + بهاره رهنما - ٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٦