اعلامیه ای برای گربه های شهر من

کار پیدا نمی کنند زیرا آن ها را نه بازویی ست و نه زور بازویی. تنها دو گوشِ پشمالوی کوتاه دارند که آفریده شده برای تعجب کردن.

 این اعلامیه را دوست خوبم خانوم فریده حسن زاده - مصطفوی برایم فرستادند مترجم - شاعر و حامی گربه های بی پناه تهران .می توانید و البته خوشحال می شویم اگر این اعلامیه را در حمایت از گربه های طفلکی شهرمان با دوستانتان البته با ذکر منبع و نام شریک شوید . هیچ منطقی نگفته که حیوانات از ما انسان ها کمتر نیازمند مهر و توجه و دوستی اند .

اعلامیه ای برای گربه های شهر ما:

شکار کردن نمی توانند زیرا موش هایی که در زمانه ی آن ها می زیند از ان ها قوی هیکل تر و تنومند ترند .

 

 چشم ِ امیدشان به شماست :  به ته مانده ی بشقاب ِشما حتی وقتی خودتان  سفره ی رنگین ندارید .گاهی همین قدر که لگدی نخورند و دادی بر سرشان کشیده نشود و سنگی به سویشان  پرتاب نشود خود را خوشبخت می یابند.  چه بسیار از آن ها که چشم ها یا دُم ها یا پوست خود را بر اثر انفجار ترقه های بچه های بازیگوش از دست داده اند.

نمی دانند چرا حتی از ورود به  پارکینگ ها و نشستن زیر اتومبیل های آدم ها  محرومند وفتی تاریخ نشان داده است  که تا به حال هیچ گربه ای نه خانه ی کسی را خورده است نه ماشین کسی راو نه موتورخانه ی هیچ آپارتمانی را.  

 سردشان است در شب های  این زمستان زود از راه رسیده .

به کدام گناه باید این همه تنهایی و بی پناهی  را تحمل کنند؟  

 

 

؟

   + بهاره رهنما - ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۸/۱٥