هرگز کنار نکشیدم

 در طول عمرم به طرز عجیبی از بعضی واژه ها پرهیز کرده ام , چه از به کار گیری شان و چه حتی تا جای ممکن از نسبت دادنشان . یکی از آن لغت ها همین "کناره گیری " است . این لغت به طرز عجیبی من را به یاد سفسطه کردن , محافطه کاری , کم آوردن و خیلی لغت های با ربط و بی ربط دیگر می اندازد که هیچکدام را دوست ندارم .

گرچه زندگی گاهی بازی هایی دارد که تمام محاسبات تو را بهم میریزد اما به هر حال  برای من که اساسن  اهل برنامه ریزی هستم می شود قرار گذاشت که این لغط ها به کار نرود یا حد اقل  تا جایی که زندگی مجال می دهد به کا ر نرود  .

هفته پیش در میان شلوغی ها و درگیری های کاری و درسی و...از سایتی تماس گرفتند تا از کار های اخیرم خبر بگیرند . برایشان توضیح دادم که چون پنج فیلم آماده اکران دارم و مشغول خواندن برای امتحان کانون وکلا در نیمه  آذر و امتحان دکترا برای پایان اسفند, هستم  ,عجالتن  تا پایان سال قصد بازی در هیچ فیلمی را ندارم و اصولن هم که  قصد بازی در تلویزیون را ندارم . پس در چند ماهی که از سال 88باقی است قرارداد جدیدی نمی بندم و بعد از آن هم  ترجیح می دهم این روزه را با یک کار تیاتری بشکنم . در واقع برنامه ریزی خودم را تا پایان اسفند برای این دوستان توضیح دادم و بعد نمیدانم به عادت بد شلوغ کاری های مطبوعاتی چرا یک دفعه تیتر زدند :"بهاره رهنما از سینما کناره گیری کرد" . و جالب است که بعد از زدن این تیتر توسط این دوستان کلی میل و تلفن به من شد که :الان مگر موقع کناره گیر توست ؟ما نگران شدیم ؟ و مگر چه شده ؟ و چه و چه ....راستش قصد داشتم" ماه هفت شب" را با یادداشتی  درباره سی و هفت سالگی ام به روز کنم  اما بعد  تصمیم عوض شد  و بر این شد  تا برای دوستانی که این تیتر جنجالی برایشان سوال ایجاد کرده بود پاسخی دهم .

 دوستان عزیزم :

 چنین تصمیم های ناگهانی و عجیبی را برای کاری که بیست سال از عمرم را صرفش کرده ام هرگز منطقی و درست نمی دانم. دقیقن از بیست و نه سالگی ام تصمیمم را برای ماندن در عرصه بازیگری گرفته ام و هرگز لحظه ای  ادامه این راه مردد نشدم . گرچه که از فاصله هفده تا بیست ونه سالگی و در تمام سال های دانشکده حقوق  همیشه شک داشتم  که آیا این حرفه را ادامه می دهم یا نه؟ اما خب خدا را شکر نه سالی است که تکلیفم را با کار بازیگری روشن کرده ام و تا زنده ام قصد ماندن در این عرصه خصوصن عرصه تیاترش را دارم . بماند که در چند سال اخیر به دلیل سایه ای که علاقه همیشه ام به ادبیات و نوشتن بر بازیگری ام افکنده , گاه مجبور می شوم که به این سوی علاقه ام بیشتر بپردازم . درست مثل الان که جدا از همه دلایلی که گفتم مثل درس و خستگی و چه و چه . به پایان رساندن رمان نیمه کاره ام را نیز در برنامه ام دارم و همه این ها به من میگوید که این دوره دوساله پر کاری من باید با  فیلم "مهرداد فرید": " ما سه نفر "  که دو سه هفته ای است از پایانش می گذرد , به اتمام برسد و  دوره جدیدی شروع شود شامل کارهای گزیده تر ولااقل برای خودم بدیع تر . و تمام این ها که برایتان گفتم هیچ دلیی نمیشود برای کناره گیری من از سینم که حتی شاید  باشد بر جدی تر گرفتن کارم کاری که  با وجود عدم نگارش فیلمنامه های بکر در عرصه اش باز هم به گمان من حرفه مقدسی است .

خلاصه این که :شاید روزی برسد که سایه ادبیات داستان ها و نوشته هایم بسیار سنگین شود یا حتی مساثلی چون سفر , یا ادامه تحصیل یا   رسیدگی های به خانواده یاحتی خستگی و یا هرچیز دیگری مدتی مرا از این عرصه دور نگه دارد ,اما شک ندارم که تا زنده ام حتی شده دیر به دیر اما می توانید مرا در میان نقش هایی که  با شما زندگی شان  میکنم پیدا کنید .

 قول می دهم ,پس  شک نکنید ...

 

   + بهاره رهنما - ٤:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/٩