زنی متعلق به هیچ کجا و هیچ وقت

توضیح واضحات :یادداشت های این وبلاگ حتی اگر قبلن برای مجله یا روزنامه یا سایتی نوشته شده باشد , برای استفاده مجدد غیر مجاز می باشد , مگر با امضا و موافقت مجدد نویسنده وبلاگ .
برای فروغ فرخزاد :
اگر قرار به نوشتن از شعر و کلامی که فروغ به آن منتسب است بود ، قطعن چنین کاری در حوزه مطالعه ، و تخصص کسانی دیگر بود تا از بنویسند چنانچه حتمن در میان یادداشت های این پرونده چنین مقالاتی ارزشمند به چشم می خورد ، اما وقتی به چیزی که در سر من از همه ماجرای زنی ، شاعری ، بزرگی مثل فروغ مانده فکر میکنم و قرار است از آن بنویسم ، چیزی بیشتر از تاثیر ادبی خود را نمایان میکند ،، شاید جنس این تاثیر بیشتر تاثیر تربیتی و اجتماعی باشد تا تاثیر ادبی و این جنس از تاثیر اگرچه بافته در لابه لای شعر فروغ است اما از نوع شخصیت او به عنوان یک زن پیشرو و متفکر یا بهتر بگویم صاحب دیدگاه و انتخاب های شخصی متفاوت و گاه متناقض با عرف حتی زندگی روشنفکری پیرامون خودش نشات می گیرد .
 نوع زندگی که برای نسل دهه پنجاه الگوی یک زن خارج از چهارچوب بود یک الگوی جذاب که باید در جمع از او به عنوان یک شکننده تابو یاد می شد اگرچه هر زن و دختر همنسل منی حداقل یک بار آرزو کرده باشد که مثل فروغ فکر کند ، مثل فروغ زندگی کند ، مثل فروغ تصمیم بگیرد و ...حالا در این میان مثل فروغ شعر گفتن که اصلن هیچ موهبتی خدادادی بوده و سال هاست که تکرار هم نشده ، اما می خواهم بگویم خیلی از زنان حتی کمی سرکش و ماجراجوی نسل من بی شک الگوی پنهانی ته قلبشان برای کامل شدن فروغ بود ، خیلی هایمان به جسارت های او نه فقط در کلام نه فقط در خلق شعر که در نوع بروز احساسات شخصی مان غبطه خوردیم و اما شاید فقط در تنهایی به این حسرت پنهان اعتراف کردیم ، در روشن ترین و متفکرترین خانواده ایرانی هم این که دختری ارزو داشته باشد مثل فروغ فرخزاد باشد چیزی نبوده که راحت و بی پرده عنوان شود و این کم تنهایی نیست و نبوده ،مرد جامعه ایرانی که من سراغ دارم به طور کلی و شکل آماری مردی است که اگر شیفته وار و مجنون وار هم فروغ را تحسین کند ته دلش از این که عشقش ،همسرش یا دخترش مثل فروغ باشد ، مثل فروغ فکر کند مثل فروغ انتخاب کند سخت می هراسد و این جاست که به تیتر خوبی که پوریا سوری انتخاب کرد میرسم : چه کسی از فروغ فرخزاد می ترسد و جوابش برای من این است همه پدران برادران ، پسران و شوهران ما و تاسف بار تر عده بسیاری از مادران ما و خود ما زنانی که تحسینش میکنیم به واقع از او می ترسیم و خیلی که به خیال خودمان باز فکر کنیم میگوییم : فروغ از زمان خودش جلوتر بود اما این معادله همیشه یک جواب دارد :زنی که چنان واقعی خودش را زندگی کند ,متعلق به هیچ زمان و مکانی نیست ، به گمان من غربت همیشه فروغ در این جاست در این تعلقش به هیچ کجا و هیچ وقت وگرنه مرگ زود هنگام و استعداد غریب و غروبهای دلگیر ظهیر الدوله همه آرایه های بعدی این تنهایی ابدی است ...
"یادداشت من برای پرونده فروغ چاپ شده در مجله نسیم "
بعد از تحریر :
 این روزها سخت مشغولم,مشغول یک چالش اساسی ...  وبرای موفقیت و پیروزی ام مثل همیشه به دعایتان نیاز دارم ..

   + بهاره رهنما - ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٤