خدمتکار

فیلم‌بین حرفه‌ای و پیگیر نیستم، سال‌هاست که پذیرفته‌ام اصلا بیشتر آدم گوشی هستم تا تصویری و از هر دو اینها بیشتر آدمِ خواندنم، ولو شدن ساعت‌ها در  گوشه‌ و کنار خانه و سفر یا اتاق‌های احتمالی پشت صحنه و ورق زدن صفحه‌های کاغذی کتاب‌ها از لذت‌بخش‌ترین و آرام‌ترین لحظات عمرم است. برای همین بیشتر هفته‌ها این ستون چهارشنبه‌ خوانی بوده تا چهارشنبه‌ بینی. اما این هفته بعد از مدت‌ها فیلمی دیدم که من فیلم‌نبین را میخکوب سر جایم نشاند بی‌اینکه وسط فیلم به موبایلم سرک بکشم یا سری به یخچال و اینترنت بزنم. فیلم «خدمتکار» اثری که از امید‌های اسکار امسال در چند رشته مختلف است با حضور دو ستاره تقریبا تازه‌ظهور که یکی‌شان لقب مریل استریپ ثانی را به خود گرفته است و داستانی زنانه نه با ته‌مایه‌های فمنیستی باب روز بلکه با روح زنانه بسیار واقع‌گرایانه، داستان زندگی چند زن سیاه و سفید با طیف‌های رفتاری بسیار متفاوت و حتی سنین مختلف است از مادری که در نهایت به خانه سالمندان سپرده می‌شود تا دخترک خردسالی که مادرش او را زشت می‌پندارد، زنانی فرشته‌ خو و شیطان‌ خو، زنانی که در یکی از جنوبی‌ترین ایالات آمریکا در محیطی بسته هنوز هم درگیر مسایل تبعیض نژادی و برده‌داری هستند، داستان دخترک سفیدی که شنونده داستان‌های زنان خدمتکار سیاه می‌شود... خلاصه اینکه فیلم را حتما ببینید، حالا شش صبح است و سر صحنه حسین لطیفی دارم این یادداشت را می‌نویسم، درحالی‌که هنوز سرم از هوای فیلم خدمتکار و قلبم از لحظه‌های  سرشارش پر است و این بعد از سال‌ها احساس خوب و خوشایندی است. آخرین باری که حسی شبیه این داشتم 17ساله بودم و بعد دیدن فیلم «تورن بردز» دو روز تب کردم و مدرسه نرفتم. خوشحالم که بر عکس آن سال‌ها حرف زدن از دیدن فیلم در دستگاه خانگی ممنوع نیست، «تورن بردز» را در سال‌های ممنوعیت فیلم و ویدیو دیدم و بارها و بارها یواشکی در مدرسه دست به دستش کردم، درحالی‌که هرگز گمان نمی‌کردم 20 سال بعد بشود در روزنامه‌ای دیدن فیلمی را توصیه کرد!

 

به نقل از: روزنامه شرق

   + بهاره رهنما - ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٤