اندر فواید حیوان خانگی

 
صبح زود دوست قدیمیم بزرگمهر پیغامی رو موبایلم داده حیوون خونگی دوستش شش تا زاییده و باید واسشون صاحب پیدا کرد چون مادرشون جون شیر دادن به اونا رو نداره ,تصادفن تو روزی هست که من خونه ام ،به دخترک عاشق حیوونام میگم و راه میافتیم ،....
چند ساعت بعد به طرز غیر قابل پیش بینی با یکی از اونا بر میگردیم خونه و یکی بهمون اضافه میشه
...
مدت ها بود تو فکر آوردن یک حیوون خونگی بودیم اما انگار این هم به شوخی اون همکار عزیزم که تکون میخوردیم میگفت :ای بابا قسمت بود یا نبود واقعن به سر نوشت مربوط میشه ،حالا اون هست با چشمای قشنگش و هر روز منتظر می مونه تا برگردم خونه و کلی احساسات خوب رو در من زنده کنه ،حس مسئولیت و نیاز به نگهداری، حس نیاز به توجه ،به شنیدن حرفای خوب، به نوازش ،به اینکه واسش حرف بزنی و تحلیلت نکنه ،قضاوتت نکنه ولی حست کنه ،این حس ها رو خیلی سال پیش وقتی پریا به دنیا اومد تجربه کرده بودم ،هفت سال پیش هم یکی از عزیزترین های عمرم یک پیشی زرد ملوس برام أورد که چون خونگی نبود خیلی زود به حیاط بزرگ همسایه راه پیدا کرد و کلی هم زاد و ولد کرد ،میل خودش به بیرون بودن بود تا توی خونه ،پس با اون نشد که این احساسات رو تجربه کنم ....
احساساتی که این روزها بعد مدت هاست دوباره با بودن این حیوون خونگی کنارم در من زنده شده،ازش ممنونم از دخترکم هم که دوستی با حیوونات رو در من تقویت کرده حیوون کوچولو همین الان پایین پای من خوابیده و من دارم فکر میکنم وقتی بیدار شه چی بدم بخوره که خوشحال شه ؟چون تازه واکسن یک ماهگیش رو زده، و کمی بی حوصله است ....
میدونم که دنیا و دل ها این روزا پر غصه و قصه است منم دلم به همین حاله اما وسط اینهمه سنگینی ،حس سبک و ساده مراقبت از یک حیوون روحم رو عجیب تلطیف میکنه، اسم این موجود جدید رو گذاشتیم دافی، شش اذر به دنیا اومده سه روز قبل تولد من ...

   + بهاره رهنما - ۸:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٢٦