عشقی بزرگ

 

عشق بزرگ

 

زمانی عشق بزرگی دو نیم کرد زندگی ام را.

نیمی همچنان به خود می پیچد در جایی دیگر

چون ماری دو نیم شده.

 

گذر سال ها آرامم کرده است

قلبم را شفا بخشیده و چشمانم را خشکانده.

 

و من همچون کسی هستم سرگردان در بیابان ِ یهودی ، خیره به نشانه ای :

"مرز دریا "

ناتوان از دیدن ِ دریا

اما آگاه از آن.

 

این چنین به یاد می آورم چهره ات را در همه جا

در " مرز ِ چهره "ات.

 

 

از یهودا آمیچای

ترجمه ی فریده حسن زاده-مصطفوی

منبع: عاشقانه های نگاه (مؤسسه ی انتشارات نگاه)

 

   + بهاره رهنما - ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٤