بهار در بهار یونان

یونان برایم سرزمینی بود که با داستان های اسطوره ای در ذهنم زنده همیشه زنده بود وقتی برنامه سفر به ویتنام کنسل شد اولین گزینه ای که داشتیم یکی از کشورهای اروپایی بود که به دلیل داشتن ویزای شین گن پیش درامد سفر چندان طول نمیکشید ، نهم فروردین ماه سریال چک برگشتی تمام شد و دهم عازم یونان بودیم ، یک هفته در اتن و البته جزایر زیبای اطرافش بودیم ، اکروپلیس بر بلندای یک تپه که تمام شهر را زیر نظر دارد با نورپردازی زیبا از خیلی از جهات و خیابان های اتن قابل دیدن است ،بقیه شهر هم جز معابد خدایان یونان چون زئوس و دیونیزوس و ...هر جا چشم می اندازی یک زمین را حصار کشیده اند و اثار تاریخی یافته اند ،حتی خود مردم میگویند در مسیر مترو این شهر مرتب به اثار تاریخی جدید در زیر زمین بر میخورده اند که اکنون در همان ایستگاه های مترو حفظ شده.به گمان من گیرا ترین جای اتن محله قدیمی پلاکا است که بی شباهت با محله قدیمی پراگ نیست پلاکا با خانه ها و مغازه های قدیمی و کاسب های خوش رو که اغلب اهالی یک خانواده اند و کافه های دنج و با سلیقه ، پلاکا را تبدیل به محله ای کرده که تا پاسی از شب گذشته زندگی و شور حیات در ان جریان دارد،مردم اتن مردم خونگرم و شریفی هستند ، خیلی گوشزد شدیم برای مواظبت از کیف و وسایلمان ولی ظاهرن اگر هم جیب بری هست بیشتر از مهاجر ان بیکار و سرگردان است تا خود مردم اتن. اگر چیزی جایی جا بگذاری اگر أدرسی بپرسی اگر پیشینه تاریخی محلی را بخواهی بدانی و یا اگر ساعت ها در مغازه ای جنس ها را زیر و رو کنی،باز هم با صبر و حوصله همراهیت میکنند و اغلب مردم انگلیسی را به خوبی و بی تعصب حرف میزنند.این روزها بحران اقتصادی و مسایل مربوط به وأم های یونان به اتحادیه اروپا مردم را کمی مضطرب کرده،حقوق ها کاهش یافته و در مقابل قیمت ها هم بالا رفته،مردم میگویند شاید برای شما که بحران اقتصادی  سال های جنگ را هم پشت سر گذاشته اید این شرایط عجیب نباشد ولی ما همچین روزهای سختی را نداشته ایم و نمیدانیم این ماجرا را چگونه از سر بگذرانیم،تظاهرات شان هم جالب است مردم تا دم دهان پلیس فریاد اعتراض میزنند ولی پلیس اجازه ضرب و شتم انها را ندارد. مردم در هتل و کوچه و بازار وقتی میشنوند که ایرانی هستیم ذوق میکنند وایرانی ها را بسیار دوست دارند و احترام میگذارند.
با یک کروز یک روزه سه جزیره مهم نزدیک اتن را دیدیم:پوروس،ایدراو اگییا،که هرسه پر از کوچه های تنگ و خانه های ابی و سفید و گل های زرد و بنفش و مرغ های دریایی پر سر و صدا و گربه های خواب الود و تنبل بودند.
جزیره ایدرا تنها وسایل نقلیه اش قاطر و دو چرخه است وجزیرة اگییا پر است از باغ هایً پسته،جزیره میکونوس و سانتورینی که دور تر هستند بزرگتر بوده و از بهترین جزایر تفریحی دنیا به حساب میایند، جالب این که کشتی که ما را به جزایر برد همان کشتی بود که پیرز برازنان  و مریل استریپ و گروه فیلمبرداری فیلم ماما میا را به همین  جزایر اتن برای فیلمبرداری مامامیا  بردند و در تمام طول سفر  یک روزه مان ترانه های گروه أبا  گروه محبوب دهه هفتاد میلادی با صدای مریل استریپ همراهی مان میکرد. 
 روز بعد از جزیره ها به دیدن بنای اکرو پلیس و موزه مربوط به ان میرویم. در موزه روی تابلوی راهنمایی نوشته شده که اکروپلیس را در جریان جنگ ایرانی ها اتش زده اند وانهم قبل از حمله به تخت جمشید در صورتی که ما برخلاف این را شنیده بودیم، بعد فیلم کوتاهی میبینیم از تاریخچه این معماری عظیم  که در طول سالها با حمله اقوام مختلف به طور موقت حتی به کلیسا و مسجد هم تغیر یافته و بعد یک لرد انگلیسی تعداد زیادی از مجسمه ها و بناهای باقیمانده را دزدیده و به انگلستان برده و هم اکنون هم بسیاری از قسمت های مختلف ان در بریتیش میوزیوم قرار دارد و به خاطر احتمال اسیب در حمل یونانی ها از خیر برگرداندنش گذشته اند ،  (این توضیحی است که خانوم راهنمای یکی از بخش ها به ما میدهد). در طرف دیگر شهر روی تپه ای کلیسایی درست مقابل اکرو پلیس و بر بلندای یک تپه بنا شده که انگار تخیل سازندگانش در طول جنگ هایً صلیبی به رخ کشیدن عظمت مسیحیت در مقابل اکروپلیس بوده  ،کلیسا را در شب میبینیم زیباست ولی قیاس دور از ذهنی است با اکروپلیس .
در کل اتن دومین شهر محبوب من در سفرهای بسیاری است که رفته ام اولی اش بارسلون و سومی اش پراگ است که البته شور زندگی اتن بی شباهت با گرمای هستی بارسلون نیست و بافت شهری اتن بی شباهت به پراگ زیبا و رویایی اما به فرهنگ رفتاری مردم اتن بالاترین نمره را در اروپا میدهم.
بلندای تپه اکروپلیس چنان حس جادویی داشت که وقتی موهای نمناکم زیر حریر سبز رنگی که با عجله روی سرم انداخته بودم با افتاب تند اکروپلیس خشک میشد، إحساس میکردم اتنا ، افرودیت ،پرسفونه،ارتبمیس ،هرا و همه  الهگان یونان باستان در وجودم زنده میشوند...
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

   + بهاره رهنما - ٢:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۱۸