یادداشتی بر نمایش این تابستان

یادداشتوبیت داشت وب سایت تئاتر امروز بر نمایش :این تابستان فراموشت کردم  البته لازم به توضیح است که این سایت کاملا شخصی بوده و اداره کنندگان آن دانشجویان هستند و توانسته اند تاکنون به خوبی اطلاعات تئاتر ایران  را هر روز منعکس نمایند.  یادداشتی بر نمایش « این تابستان فراموشت کردم » به کارگردانی « بهاره رهنما »     معصومه حسینی پور       ضبط روشن است ضبط می شود گفته های ناگفته ام برای تو تویی که هیچوقت به آنها گوش نمی دهی کاری که گذشتگانت نکردند و نمی کنی و نخواهنت کرد اما من ضبط می کنم اصلا ضبط می کنم برای خودم چرا تو چراکه اگر تو ، تو بودی من ، این نبودم این همه فیلم و سریال و مستند و گزارش و نمایش و داستان و . . . مرا فریاد زدند مگر شنیدی ؟ ضبط کنم برای تو که چه شود ؟ تازه اگر گوش کنی مگر چه کاری از دستت بر می آید ؟ من که دیگر از دست رفته ام چه سود از این لباس پشمی انتظار که در ظهر تابستان بر تن من است که می سوزاندم ، بی تابم می کند و بی قرار انتظار به تلخی بادام تلخیست که بعد از چند بادام شیرین ، ذائقه ات را به گند می کشد انتظارش را نمی کشم و خود را از اینجا می برم من منم و بی تو هم ، من خواهم ماند زندگی آنقدر کوتاهست که باید صرف تجربه های شیرین شود شیرین ، به شیرینی همان بادامهای یکی دو سطر بالا صدایم را ضبط می کنم این صدای لرزان و پر اضطراب و پر تنش را تا بعدها که گوش دادم به خودم بخندم و آنوقت با تمام قدرت پرتش کنم به سمت قاب عکست که بشکند و خرد شود کسی که نیست و نبوده و به خودم بیایم که خانه ام شده کوچه با آن زلزله مهیب رفتنت خسته شده ام از این درد مشترک دلم زنانی را می خواهد که دیگر گریه نکنند حسرت نخورند انتظار نکشند خر نشوند خراب نشوند خسته نشوند و صدا ضبط نکنند خدای من چقدر مانده تا این دنیا به آخرش برسد چقدر ؟ باز هم زن می آفرینی ؟ از آنان که برای خودشان زندگی می کنند عاشق هم اگر می شوند مردانه عاشق می شوند همانها که پشت پا می زنند به احساسی که احساسشان را نمی بیند همانهایی که با غرورشان برفهای تمام کوهها را از خجالت آب می کنند همانها که مثل وحیدها و سام ها ، بی گذشته شان زندگی می کنند در حالند حال دارند و خوشحالند غصه نمی خورند افسوس نمی خورند حسرت نمی خورند و این تابستان فراموش می کنند هر آنچه باید فراموش بشود را و نگینی درخشان می شوند که درخشش همگان را متحیر و مدهوش می کند این تابستان همین تابستان فراموشت کردم  .  .  .   بعد از تحریر:معصومه جان ممنونم ،باور نمیکردم مخاطب این اثر چنان سخن از دل ما بگو ید ، کلمه به کلمه یادداشت حرف دل من بود .

   + بهاره رهنما - ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۳/٢٦