خشونت مسری

صدای بوق ماشین ها، أدا و أطوار های توهین أمیز ، بد رفتاری با کبوتر ها ، گربه ها ، سنگ زدن به کلاغ ها ، سلام ندادن به همسایه ها ، اگر ادامه بدهم همه یادداشت این هفته ام پر از این مصداق های خشونت میشود که هر روز دارد اطرافمان را بیشتر و بیشتر پر میکند و متاسفانه انقدر مسری آست که هیچ کدام از ما در هر سطحی از اگاهی و شعور اجتماعی هم که باشیم نمیتوانیم از این موج خشونت جاری در حتی هوائی که تنفس میکنیم مصون بما نیم ، مدت هاست خصوصا بعد از داستان این تورم ها و شرایط اقتصادی سختی که مردم شهرم میگذرانند، حس میکنم موج سنگین و سیاهی دارد همه ما ادم های این شهر را به سمت ، بستن در خانه هایملن، به سمت سلام ندادن، معاشرت نکردن ، به سمت فحاشی به خاطر یک خطأی کوچک رانندگی ماشین جلویی و نهایتا به سمت یک زندگی بسته فردی وخشونت پنهان وبیماری واری سوق میدهد ، از خودم شروع میکنم که طاقتم نسبت به حتی سال پیش خیلی کم شده ، مدام در توهم توطئه و توهین اطرافیانم قراردارم ، مرتب فکر میکنم همه دروغ میگویند و اگر أفشار ذهن قضاوتگرم را گاهی نکشم ممکن آست تمام روابط خوب و صمیمی إطرافم را از دست بدهم ، دقت که میکنم میبینم خصوصا روزهای طولانی و شلوغی که از صبح مجبور به رانندگی در سطح شهر هستم این خشونت و بدبینی بیشتر به سراغم میاید، طوری که اخر شب حتی حوصله سلام ى احوال پرسی با همسایه ام در اسانسور را ندارم ،گاهی که به پدر و مادر های حتی تحصیل کرده إطرافم دقت میکنم که اغلب بچه هایشان را به این سمت سوق میدهند که اگر یک سیلی خوردی دو تا جواب بده تا طرف حساب کار دستش بیاید ، انقدر که به فرستادن بچه هایشان به کلاس بوکس و دفاع شخصی و کاراته اهمیت میدهند دیگری خبری از استقبال والدین از کلاس های شطرنج و پینک پنگ و والیبال نیست.شاید این خشونت أمر غیر قابل اجتنابی در دنیای مدرن امروز و أکثر کلام شهرهای جهان باشد أما فاصله کوتاه تسری اینهمه خشونت در شهر من برایم تلنگر جدی و تلخی است ، شاید بیشتر چون یک نسل چهارمی نوجوان در خانه دارم! یک نگاه: در راستای همین بحث خشونت این روزها نمایشی هر شب ساعت هشت شب و از پنجم اردیبهشت در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود که داستان برخورد به ظاهر مسالمت أمیز دو خانواده در رفع دعوای بین کودکان شان است که در نهایت به یک رینگ بوکس چهار نفره تبدیل میشود، دیدنش در این روزهای پر خشونت تهران شاید حتی واجب باشد و توصیه اش به دوستانمان، متن از یاسمینا رضا و کارگردان علیرضا کوشک جلالی است و سیما تیر أنداز ، أشکان خطیبی ، و رضا مولایی در این رینگ بوکس همراه با من داستان یک خشونت پنهان را برایتان روایت میکنیم .

   + بهاره رهنما - ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٢/۱٢