یادداشت آقای گلمکانی درباره «پسران آفتاب»

درباره نمایش «پسران آفتاب» به کارگردانی سیامک صفری
کمدی کلَنجار
هوشنگ گلمکانی
این بار که داشتم نمایشنامه «پسران آفتاب» را می‌خواندم، دیدم آنچه از «نیل سایمون» نابغه به یادم مانده، همین کلنجارهای کلامی آدم‌هایی است که به هر دلیلی به جان هم افتاده‌اند و دارند با نیش زبان‌شان همدیگر را مشت‌ومال می‌دهند؛ آدم‌هایی که شاید تعارض خیلی جدی هم با هم ندارند اما گاهی روی قوز می‌افتند و می‌خواهند روی همدیگر را کم کنند و به‌اصطلاح این روزها پوززنی کنند. پینگ‌پنگ کلامی بی‌وقفه و سریع میان شخصیت‌های آثار «سایمون» مشخصه کار اوست که از استندآپ کمدی‌های نمایش‌های وودویل می‌آید؛ عین همین ویلی کلارک و ال لوییسِ «پسران آفتاب» که رسما ریشه در نمایش وودویل دارند و نقش دو نمایشگر موفق و حالا بازنشسته آن جور نمایش‌ها را دارند. این تاثیرپذیری هم ریشه در دوران کودکی دشوار «سایمون» (متولد 1927) دارد که مصادف شده بود با بحران اقتصادی بزرگ آمریکا در دهه 1930 و نمایش‌های وودویل حکم پناهگاهی روانی در آن هنگامه فقر و دشواری داشت. دیگر نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های موفق «سایمون» هم حاوی کلنجارها و پینگ‌پنگ‌های کلامی سریع و دیوانه‌واری هستند که یا بر اساس موقعیت شکل می‌گیرند یا جناس هستند و بازی‌هایی با زبان و وزن و آهنگ کلمات. «نیل سایمون» استاد کمدی موقعیت و کلام است. به‌جز همین «پسران آفتاب» به یاد بیاورید «پابرهنه در پارک» و «چریتی شیرین» و «زوج عوضی» و «دختر خداحافظی» را؛ یا حتی «زندانی خیابان دوم» که وجه درام و جدی‌اش بر کمدی آن می‌چربد. کمدی کلنجار متکی بر ریتم سریع است و رگبار کلمه‌ها و جمله‌ها – مثل بگومگوی حاجی و سیاه در نمایش‌های روحوضی و سیاه‌بازی خودمان – و جا ماندن یکی از دو طرف از این مسابقه حرافی از عناصر اصلی شکل‌دهنده اثر است. تماشاگر از طرفی از اینکه خودش نکته را گرفته اما مخاطب جمله‌ها از مفهوم آنجا می‌ماند لذت می‌برد و هم حاضرجوابی و تسلط آدم‌های نمایش را تحسین می‌کند. بیلی وایلدر، استنلی دانن، وودی آلن، هربرت راس، جن ساکس، باب فاسی و ملوین فرانک از‌جمله استادان اجرا و کارگردانی این نوع کلنجارها در سینما هستند. زمان‌بندی درست و ریتم سریع اجرا از عوامل اصلی موفقیت آثار «سایمون» در تئاتر و سینماست. خود او هم در توزیع و زمان‌بندی شوخی‌ها باید این را رعایت کند که شوخی‌ها به‌اصطلاح همدیگر را زیر نگیرند و خنده تماشاگران به شوخی قبلی، تاثیر و درک شوخی بعدی را از بین نبرد و مانع شنیدنش نشود. اجرای «سیامک صفری» از نمایشنامه «پسران آفتاب»، که اکنون روی صحنه تالار اصلی تئاترشهر است، نکته کلیدی اول را به هر دلیل نادیده گرفته و ریتم اجرا کندتر از ریتم آشنا و متناسب با متن در اجرای یک نمایشنامه نیل سایمونی است اما البته ریتم انتخابی او باعث شده درک و دریافت آنها توسط تماشاگر آسان‌تر باشد و شوخی‌ها از دست نروند.
انتخاب چنین نمایشنامه‌ای توسط «صفری» برای کارگردانی و بازی در یکی از دو نقش اصلی‌اش، انتخابی درست و متناسب با توانایی‌های اوست. بازی‌های کلامی «صفری» در اجراهای سال‌های اخیرش و لحن انتخابی او، به‌خصوص تکرارهای کلمه‌ها و عبارت‌ها، حالا که به آنها فکر می‌کنیم به نظر می‌رسد انگار از دل آثار «نیل سایمون» بیرون آمده‌اند و اکنون در این اجرا حکم یک شاخص در بازی یک بازیگر مولف را پیدا کرده‌اند. لحن به‌اصطلاح «کول» و یکنواخت «صفری» در اجرای نقش «ویلی کلارک» هم یکی از جاذبه‌های کار او در این نمایش و متناسب با روحیات یک کمدین موفق سابق نمایش‌های عامه‌پسند است که نمی‌خواهد بپذیرد پیر و بازنشسته و ازکارافتاده شده و همچنان سرتق و مدعی باقی مانده و دست از آزار زوج سابقش که حالا 11 سال است او را ندیده و در این مدت با هم قهر بوده‌اند، برنمی‌دارد. نکته اساسی در بازی «صفری» پرهیز او از صداسازی و گریم سنگین (منهای سفیدکردن مو) و «حرکت‌های پیرمردانه» است. او مثل همیشه از ویژگی ذاتی اندامش (اندکی انحنای گردن) برای بازسازی «ویلی کلارک» هم استفاده می‌کند، در حالی که «فرزین صابونی» بازیگر نقش ال لوییس (که طبق متن، سنش بیشتر از ویلی کلارک است) ناچار به صداسازی و «بازی» حرکت‌های پیرمردانه شده است. «بهاره رهنما» با وجود نقش کوتاهش مثل همیشه کارش را شیرین انجام می‌دهد.
«پسران آفتاب» اجرایی تقریبا وفادارانه به متن است. به‌جز حذف ناگزیر پرسوناژ پرستار در تمرین نمایش «دکتر» توسط کلارک و لوییس، در پرده ماقبل آخر، بقیه نمایش کم‌وبیش مطابق متن اصلی پیش رفته و برخلاف روال رایج این سال‌ها از واردکردن شوخی‌های جنسی و سیاسی روز و اینجایی در آن پرهیز شده؛ در حالی که متن قابلیت بسیار برای این‌جور مزه‌پرانی‌ها داشته و این قابلیت وسوسه‌کننده‌ای در تئاتر این سال‌های ما برای خنده بیشتر گرفتن از تماشاگر و پرکردن صندلی‌هاست. بنا به سنت نقد فیلم در این سال‌ها که کلیشه «کمی طولانی است، باید کوتاه‌ترش کرد» ورد زبان‌هاست، در مورد «پسران آفتاب» هم می‌شود گفت بدون حذف چیزی از آن، می‌توان با تغییر ریتم اجرا، جذاب‌تر و کوتاه‌ترش کرد.
و نکته آخر تحسین کار خانم «آهو خردمند» در ترجمه متن است؛ ترجمه‌ای روان و حرفه‌ای از یک تئاتری کهنه‌کار که کلام تئاتری را می‌شناسد؛ اما متاسفانه شلختگی ناشر باعث شده کتاب پر از غلط‌های چاپی و تایپی و لپی باشد و حتی آن را به دست ویراستاری نسپرده تا تفاوت لحن و ادبیات محاوره با توضیحات متن را سامان دهد و یکدست کند.


http://sharghdaily.ir/?News_Id=17128

 

 

   + بهاره رهنما - ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٥/۱٦