یادداشتم برای تولد آقای خاتمی در روزنامه اعتماد

برای تولد سید محمد خاتمی
 
امروز عبایت چه رنگی است
 
بهــاره رهنمــا

روز تولد برای من یادآور داشتن نعمت‌هایی است که خداوند به من بخشیده، روز تولد خودم برای اینکه به دنیا آمدم تا این همه را تجربه کنم خدا را شکر می‌کنم و روز تولد عزیزانم و آدم‌هایی که برایم مهم و تاثیرگذارند، خداوند را بابت به وجود آوردن آنها شکر می‌کنم.بابت چیزهای خوبی که اثرات وجودی آنها بر زندگی من و لابد کسانی است که دوست‌شان دارم؛ آقای خاتمی دو سه سالی است که روز تولد شما آنقدر برایم یمن و قدم دارد که همیشه سر کار بوده‌ام، بگذریم از اینکه برای آدم معتاد به کاری مثل من این چیز عجیبی نیست، ولی مهم این است که سر کارهایی بوده‌ام که دوست‌شان داشته‌ام، البته هیچ تعجب نکنید اگر آنلاین و لحظه به لحظه از حضور بچه‌ها و دوستان خبرنگارم کنار شما اطلاع داشته‌ام آنقدر که پنج دقیقه به پنج دقیقه با آقای خلیلی، به مرتضی، به عسل، به نیلوفر لاری‌پور و هر که می‌دانستم آنجاست، زنگ می‌زدم و می‌پرسیدم: «امروز عبایش شکلاتی بود؟»، «انگشتر فیروزه دستش بود؟»، «چه گفت؟»، «خوشحال بود؟ امیدوار بود؟ مثل همیشه لبخند می‌زد؟» و... آنقدر که دیگر بچه‌ها را کلافه می‌کنم که «ای بابا خودت می‌آمدی.»امسال هم نمی‌توانم بیایم، اما شک ندارم که لبخندتان لااقل از دو سه سال گذشته پررنگ‌تر است و مثل همیشه گذر زمان را در چهره‌تان با این لبخند جادویی بی‌اثر کرده‌اید.سوای هر منش و تفکر سیاسی من یک سمپات بالقوه و سرسپرده به شخص شما هستم اما، اگر بخواهم معقول‌تر دلایل خوشحالی‌ام را برای تولدتان ذکر کنم باید بگویم خدا را شکر می‌کنم که مردی را در سرزمینم آفرید که به ما یاد داد تا بیشتر گفت‌وگو کنیم تا زد و خورد، بیشتر صبر کنیم تا تحمل و فرق میان این دو واژه را به ما خوب یاد داد.خدا را شکر می‌کنم که در تمام عمرم لااقل یک دولتمرد دیدم که در جمع کثیری از جوانان و سرسپرده‌هایش به اشتباهات دولتش و همراهانش اعتراف کرد چه کوچک و به زعم بعضی بزرگ. خدا را شکر می‌کنم که در تمام دنیا آقای خاتمی به عنوان رییس‌جمهور کشوری که مردمانش را به صلح و دوستی می‌شناسند، منش، رفتار و حتی سبک لباس پوشیدنش با اینها همخوانی داشت و ما به آن بالیدیم.خدا را شکر می‌کنم که آنقدر تواضع از آقای خاتمی یاد گرفتم که اگر روزی در چنین جایگاهی قرار داشتم در جواب برای دعوت به هر اتفاق فرهنگی لااقل یک تلفن یا دو خط دستخط برای صاحب اثر را از او دریغ نکنم. بماند که برای تئاتر آخرم گفته بودید، سفرید و به گمانم بهانه بود، اما خدا را شکر می‌کنم که این را هم از شما یاد گرفتم که به خاطر نه گفتن آدم‌ها زود قضاوت‌شان نکنید.تولدتان مبارک. اگرچه امسال هم توفیق حضور ندارم ولی من هم خوشحال‌تر از دو سه سال گذشته‌ام و محکم‌تر می‌گویم «خدا شما را حالا حالاها برای ما جوانان و نیمه‌جوانان ایرانی حفظ کند.»
21 مهر 92

   + بهاره رهنما - ٥:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٧