28 فروردین 93

 

یک حرف، یک نگاه

***این ستون از این به بعد روزهای 5شنبه منتشر میشود***

رطب خورده و منع رطب؟
بهاره رهنما
یک حرف: این‌روزها با عده‌ای آدم نازنین در گیرودار ماجرای بخشش بودم، افتاده‌ام در مسیری که باید آدم‌ها را برای سخت‌ترین تصمیم رندگی‌شان آماده کنم: بخشیدن کسی که به عمد یا به سهو، عزیزترین آدم زندگی شما را از حق حیات محروم کرده و مگر ساده است چنین تقاضایی؟ رفتن وآمدن به درون این پرونده‌ها من را عجیب به درون خودم برده. به جاهایی که نبخشیدم و هنوز از پی سال‌ها بر مغز و قلبم سنگینی می‌کند و حالا که دچار چنین خودکاوی‌ای شده‌ام، می‌بینم چه زخم‌ها و چه بند‌های کهنه‌ای را سال‌هاست با خودم حمل می‌کنم؛ بی‌اینکه بدانم و آگاه باشم، حرفم این هفته این است: داستان «رطب خورده منع رطب کی کند» را که می‌دانید؟ دیروز در کلاسی، استادی برایم تکرارش کرد و فهمیدم حالا که التماس می‌کنم تا کسی برای نریختن خون جوانی از حق قصاص عزیزش بگذرد به خودم بازگشته‌ام که ببینم منی که منع رطب می‌کنم چقدر در طول زندگی‌ام بخشیده‌ام و چقدر از ته‌دل صاف‌صاف بخشیده‌ام؟ تلنگر خوبی بود، اگرچه با بخش عجیبی از وجودم و گذشته‌ام مواجهم کرده، اما شک ندارم چالش خوبی است و دوست داشتم تجربه‌اش را با شما شریک شوم.
یک نگاه: به مصداق کارهای قبلی گروهم باز هم یک کمدی رمانتیک ساده و یک‌ساعته برایتان تدارک دیده‌ام. نمایشی با کارگردانی و متن من و بازی من و نسیم ادبی: با من بستنی می‌خوری؟ که ساعت هفت هر شب تا ١٩اردیبهشت در فرهنگسرای نیاوران به روی صحنه می‌رود. دوست دارم مخاطب کار ما باشید.
لینک خبر : http://sharghdaily.ir/?News_Id=31949

   + بهاره رهنما - ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱/٢٩