پیدا شدگان

 

چه معجزه ای داری نمیدانم ، أما همیشه بعد دوروز که میخواهم بر گردم چنان دلتنگ میشوم انگار همیشه کنارت بوده ام ، اقاجان گریه نمیکنم دیگر چیزی  هم بگویم  تا بخندی : در صحن حرمت جایی بزگ تابلو زده اند : دفتر "پیدا شدگان "حواسم نبود که منظور اشیاء پیدا شده است میخواستم بروم خودم را معرفی کنم و بگویم : من چند روزی است بعد ماه ها گم گشتگی دوباره پیدا شده ام ،اصلا نشانه اش همین که اینجا هستم! بعد دیدم خب  همه تک تک ما زوار که اینجا هستیم پیدا شده ایم .ما گم شده نیستیم ما نشأنی خانه تو را داریم مهمانیم به بزرگواری ضامن آهو ، اقاجان من زن روزهای خداحافظی نیستم بلدش هم نیستم ، زن بارانم ، پای به جاده زدن چرا اما برای سفر نه فراموشی  و دیدی که از روز دیدارت اسمان شهرت چه کرد ، حالا هم فقط دارم بر میگردم دلم را هم بیشتر از همیشه به کبو تَر های حرمت سپردم و دلخوشم به اینهمه تصاویر و لحظات زیبا که پشت پلک هایم پنهان کرده ام  و از تو دارم و نگهشان داشته ام چون یک جادوی خاص تا در یک چشم بهم زدن فقط  پلکی بزنم و با قلبم آنجا کنار تو و مهربانی ات باشم پس به جای خدا حافظی دم رفتن باز هم می گویم : السلام علیک یا امام هشتم یا ضامن أهو یا شاه خراسان سلام اقاجان سلام .. و سلام گویان فقط بر میگردم به عقب! همه زندگی عجیب شبیه  یک نوار فیلم است همین ....

 

 

 

 

   + بهاره رهنما - ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱٧