مهر بوی کتاب و مداذای نو من هيچوقت دختر منظمی نبودم

روز اول مدرسه با سارافون سورمه ای با يقه گلگلی قرمز

من بچه های مدرسه را دعوت ميکنم به گريه نکردن

مدادای نوکيمو جا گذاشتم  مامانم وسط  ساعت کلاس بهم ميرسونتشون

مهر بوی سرمای نم  نمک پاييز

آبخوری های مدرسه

دستشويی های که نمی رفتيم

ساختن قصه های عجيب واسه معلمها

خنديدن تو صف نماز

بوی لوبيا پلو مامانم از توی راپله ها

خواب عصر هايی که هنوز عادت به مدرسه نداری

مهر سرمه ای نازنين من

نامه های سر راه مدرسه

شيرينترين قرارهای احمقانه دنيا با مقنعه چونه دار

گاهی هم گشتن کيفها درس خوندن وسط بمباران شهيد شدن پسرای مدرسه منتظری خيابون شريعتی

غافل گير شدن وقتی راه برگشتن از مدرسه ترک موتور پسر همسايه ای

آرايش کردن زير ميز زنگ آخر در رفتن از مدرسه برای اسبات بچه باحالی

درس خوندن بخاطر عشق

درس نخوندن بخاطر مزه گس اما معرکه تجديدی

زنگای تفريح حرف زدن از رازهای مشترک متنفر بودن واگير دار از خانوم مدير

و محبوبيت حتی بی علت دبير انشاء

قيچی کردن آستينای معلم شيمی

بد مزه ترين  ساندويچهای خوشمزه دنيا...........................................................................................

و شروعی دوباره

امسال با پريا مهر را دوباره شروع ميکنم

دلتنگيهای مادرانه ام را با تپشهای مشتاقهنه او  مياميزم

روز اول مهر من از دم در تا اتافق پريا رو گل ميچينم

چون اين شيرينترين خاطره کودکی خودمه

سلام مهر.......

 

 

   + بهاره رهنما - ۱:٠۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۳/٦/۳۱