ماهی

صدای توست

پنجره بسته است مهم نيست

گوش های من پشت اين ديوار ها را می شنودو تنم شب ها در بستری نا مرئی است که چندين کو چه و خيا بان ازين ديوار ها دور است

سال هاست در خشکی با ابشش هايی نفس می کشم که هنوز هوای دريا دارند

و روزی نيست که زنده نباشم زيرا مرده من خوب ميداندچگونه در خواب های تو با ابشش های طلايی حباب های هوا را به بيداريت بفرستد

صدايت می ايد پشت ديوار ها و پنجره بسته است.

   + بهاره رهنما - ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۱٢/٢۳