بهار از سر انگشتان تو آغاز ميشود

تابستان من گرمی نگاه توست07.gif

پاييزم شاعرانگی صدای تو

و زمستان من قهر توست

وقتی همه  خورشيدها از من ميگريزند و بسوی تو ميايند

تا بهار از سرانگشتان تو آغاز شود.

/ 7 نظر / 20 بازدید
sepanta

بعد اون وقت پاييز شما چی شد اين وسط؟!:)

shayad sedayi ashena ...

و گر دست محبت سوی کس يازی به اکراه آورد دست از بغل بيرون ... که سرما سخت سوزانست ...

shayad sedayi ashena ...

کودک قصه های بلند سر انگشتی ندارد تا بهاری از آن ... نگاهی سرد شايد زمستانست ... و پائيزی که سنگفرش وجودش ... و اما زمستان که با آن سرما تنها او شد پناهش ... وقتی همه اشک سرما به کودک می رسد ... تازه آنگاه احساس از چشمه های وجود ... فورانی در درون می کنند و بعد ...

خل و چل

البته اول بايد موهاتو پرت کنی پايين که بياد تو اتاقت اون وقت اگه دلش خواست بهار و پاييز و زمستون می شه!باور کن دم در بده...

chakerim

بی دست تو... بی نگاه تو...بی صدای تو....و با قهر تو... نه .... باور نميکنم. پس من به کی بگم: کيه که آخر ديوونگيه واسه چشات؟ (( چاکريم))

زبل خان

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااام

margarita

من برای اين اومدم توی اينجا چون توی ليست پرشين بلگ آپديت شده بود.همين!بازيگرا فکر می کنن که همه عاشق اونان اما اينطور نسيست.شما هم گناهی ندارين خانوم..کارگردان نداريم که بازيگرهامون اينجوری شدن.