بی چیزی

چیزی ندارم که با تو قسمت کنم

جز تنهاییم

شکوفه ای ندارم که پیشکشت کنم

جز گل حسرت

دردستهایم چیزی نیست

جز عرقی سرد

وعشقم برایت ارمغانی ندارد جز دلتنگیم وای خدایا تو چه حیفی برای من!!!!!!

/ 1 نظر / 18 بازدید
shayad sedayi ashena ...

اشک سرما هم در آمد ... او که عمری اشک جاری می ساخت از نگاه من و ما ... ای وای او هم از پا در آمد ... ديگر ندارد شاهدی ... بيند که در تنهاييش ... آهسته می گويد درون ... ای وای او هم از پا در آمد ...