شايد دیگه ننويسم

اينطوری اين يادگاری ميمونه 

 و شما راحت ميتونيد هر چی می خوايد بگيد

شعر آخر انگار بدون اينکه من بخوام سرنوشت ساز شد

من سکوت ميکنم

شما راحتتريد

دلم نيومد حذف کنم گفتم بمونه بهتره چون نمونه خوبيه که بدونيد چرا تو اين شهر صداقت=حماقت

خداخافظ وممنون

شايد شايد روزی ديگر.................

/ 50 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Nastaran

نمی دونم چرا هر جا که پا می ذاری و می خوای يک کم برای خودت باشی و با چيزهايی که دوستشان داری سرگرم بشی يهو می بينی يه عده آدم مريض هم اونجا هستن. آدمهايی که نه تنها خودشان از آن محيط لذت نمی برن چشمشون هم بر نمي داره که ديگران حال خودشونو ببرن. از وبلاگ خانم رهنما خوشتون نمی آد؟ به درک!!! نخونيدش. برين اون وبلاگی رو که دوست داريد رو بخونيد. چرا خودتونو زجر ميدين؟ برای اعصاب خودتون احترام قايل بشين. من مطمئنم هيچکی راضی به ناراحتی شما نيست. برين و بزارين اونايی که با اين وبلاگ حال می کنن توی حال خودشون باشن. توی اين دنيا اونقدر مسئله برای ناراحتی هست و اونقدر مردم مشکل دارن که بهتره ديگه شما بله شما ذره ای به ناراحتی مردم اضافه نکنيد. بگذاريد مردم توی وبلاگی که دوستش دارن يک کم از زندگی خارج از اينترنتيشون غافل بشن!!! يا حق...

peyman

سلام اين اولين بار است كه به وبلاگ شما سر مي زنم و خوشحالم با وبلاگ شما آشنا شدم. شما خانم بهاره رهنما هستيد يا يكي از طرفداران وي؟ موفق باشيد.

gelareh

واقعا متاسفم منم اگه جای تو بودم ديگه نمی نوشتم

دایی البرز

اونای که فکرمی کنندبهاره رهنمابه خاطراراجيفی که بهش می گفتندديگه نمی نويسه سخت دراشتباه هستند.همان طورکه ساراخانم نوشته اند ايشون دارندروی رمان جديدشون کارمی کنند.درضمن ايشون بازهم می لاگندولی اين جوری ديگه نه.دايی البرز

گلرنگ(گلي)

بهاره جونم سلام ميدونم كه مياي مطمئنم تو خودت گفتي هممونو دوست داري بيا ضايمون نكن راستي داره 1 هفته ميشه ها و من تو اين 1 هفته هر روز دارم ميا ما !!!!!!!!!!!!!! اصلا به قول سهراب سپهري تا شقا يق هست زندگي با يد كرد مگه نه ؟؟

sahar

سلام بهار جون نبينمت اينطورررررررر ...

دایی البرز

حسادتعجب صفت ناپسندی. خانومی که هميشه بانام های مستعارازجمله فروغ واردمی شويدمی خواهی قبول کن می خواهی نکن ولی بااين حرفهای تونه تنهااعتبارخانوم رهنماپيش کسی کم نمی شودبلکه زيادهم می شودوفقط همه می فهمندکه شماچقدربی شعوروادب هستيد.اگرقراربودخانم رهنماجواب شمارابدهندبرايشان هيچ کاری نداشت ولی اصلاْشمارالايق ندانشتد.دايی البرز

sahar

سلامممممممممممممممممممممممممممممممممم

zohreh

سلام بهاره جون . مثل اينکه ما با هر جا انس می خواهيم بگيريم يا درش رو تخته می کنند يا صاحبش ميگه بای تو رو خدا نرو من خيلی از شما خوشم می ياد عاشق وبلاگتون هستم در مورد اين فروغ که معلوم نيست چرا اين اراجيف را فرستاده واقعاْ بعضی ها بی جنبه هستند من برايت چند بار ميل زدم ولی به يه ميل من جواب داديد اميدوارم که در آينده با هم در ارتباط باشيم . يکی از دوستداران شما

رضا

سلام... سلام يه وبلاگ نويس... اينجا وبلاگ نويسين نه؟ خوب پس سلام خانوم وبلاگ نويس. طبق عادتم که ميرم يه وبلاگ جديد، از اون پايين شروع کردم به خوندن تا رسيدم به اين بالا. باز هم خداحافظی يه وبلاگ نويس از دنيای وبلاگرها... صداقت=حماقت؟ آره ميدونم. خيلی وقته اينو فهميدم. ولی نميدونم چرا من دلم ميخواد خودم باشم؟ بهش ميگن صداقت؟ خوب آخه من يه ديوونه ام! گلی رو يادم نميره... خداحافظی؟ تو هر وبلاگی که ميرم و اره خداحافظی ميکنه احساس ميکنم خودم دارم خداحافظی ميکنم! سکوت تلخ يه بلاگر... راستی پريا خانوم حالشون خوبه؟ «روزی که شروع کردم وبلاگ بنويسم همين دو سه ماه يا چار ماه پيش بود» به همين زودی ميخواين از دنيای بلاگرها برين؟ خوب نميدونم شايد دليلی داره... بلاگر، فريادی فروخورده... به سلامت مامان پريا...